تبلیغات
خانواده موفق

خانواده موفق

"بسم الله الرحمن الرحیم اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً. " "با هر گناهی که انسان انجام میدهد عقلی از او جدا می شود که دیگر برنمی گردد ............ وقتی بنده گناه میکند به سبب انجام آن گناه, علمی راکه یاد گرفته بود , فراموش می کند.......... حسن خزّاز ، از امام رضا ( علیه السّلام ) شنیدم كه فرمودند : بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند، ضررشان براى شیعیان ما از دجّال بیشتر است. حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم ) به چه علّت؟ فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنین شود، حقّ و باطل به هم در آمیزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود. ( صفات الشیعه ص 8 ) ...........همیشه می توان تولدی دوباره داشت" هر چه ایمان انسان کامل تر باشد به همسرش بیشتر ابراز محبت می کندرسول خدا (ص): مستدرک، ج 14، ص 157 " خدا شما را رحمت کند ،بدانید که همانا شما در روزگارى هستید که:گوینده حق اندک/و زبان از راستگویى عاجز/و حق طلبان بى ارزشند/مردم گرفتار گناه و به سازشکارى همداستانند ،جوانانشان بد اخلاق/و پیر مردانشان گنهکار/و عالمشان دو رو/و نزدیکانشان سود جویند/نه خردسالانشان بزرگان را احترام مى‏ کنند/و نه توانگرانشان دست مستمندان را مى ‏گیرند.ترجمه خطبه 233 نهج البلاغه . بعضی از آیات هستند،که وقتی اونا رو می خونم،شرمنده ی خدا میشم،مثل همین آیه ی " الیس الله بکاف عبده " (الزمر، آیه 36)آیا خدا، برای بندگانش کافی نیست؟ " بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد. کسی که تو را دوست دارد، از تو انتقاد می کند و کسی که با تو دشمنی دارد، از تو تعریف و تمجید می کند. نیاز مردم به شما از نعمتهای خدا بر شما است، از این نعمت افسرده و بیزار نباشید. امام حسین(ع( " تعجّب دارم از کسی که نسبت به تشخیص خوب و بد خوراکش اهتمام می‌ورزد که مبادا ضرری به او برسد، چگونه نسبت به گناهان و دیگر کارهایش اهمیّت نمی‌دهد و نسبت به مفاسد دنیایی، آخرتی، روحی، فکری، اخلاقی و... بی‌تفاوت است. امام سجاد (َع("برترین بی نیازی و دارایی، ناامیدی است از آنچه در دست مردم است. حضرت علی(ع)" هر که بر زیردستان نبخشاید، به جور زبردستان گرفتار آید. سعدی " آنها فقط از «فهمیدن» تو می‌ترسند/از «تن» تو- هر چقدر هم که قوی باشد- ترسی ندارند/از گاو که گنده‌تر نمی‌شوی،می‌دوشندت/از خر که قوی‌تر نمی‌شوی، بارت می‌کنند/از اسب که دونده‌تر نمی‌شوی، سوارت می‌شوند/آنها فقط از «فهمیدن» تو می‌ترسند:علی شریعتی " مکه برای شما، فکه برای من!بالی نمی خواهم، این پوتین های کهنه هم می توانند مرا به آسمان ببرند…شهید آوینی" دانش پاك در دلهای ناپاك قرار نمی گیرد/اگر می خواهی هستی را بشناسی، خود را بشناس.سقراط " . همیشه می توان تولدی دوباره داشت . "
(صلواتی)مشاوره خانواده و ازدواج، و پاسخ به مسائل شرعی و اعتقادی
پست الکترونیکی: khanavade14@gmail.com 
تلفن:09128090520 همه روزه از ساعت 14 الی 16




طبقه بندی: تحکیم خانواده،  هدف از تشکیل خانواده، 
برچسب ها: مشاوره خانواده و ازدواج، و پاسخ به مسائل شرعی و اعتقادی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ شنبه 18 مرداد 1393 توسط : نریمان رحمتی
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 28 خرداد 1397 توسط : علی صفابخش
سستى و تن پرورى ـ كه از عوارض زمان صلح است ـ در دولت مردان و گروهى از مردمان اندلس، رسوخ كرد
و ناز و نعمت، فرصت اندیشیدن به حیله‏ هاى دشمن زخم دیده را از آنان گرفت.
نتیجه‏ گیرى:
مى‏ توان خلاصه‏ وار عوامل شكست مسلمانان در اندلس را این گونه جمع بندى كرد:
1ـ تلاش پى‏گیر حكومت‏هاى محلى مسیحیان در سرنگونى حكومت اسلامى اندلس: این حكومت‏هاى محلى در اثر غفلت مسلمانان با پشتیبانى كلیسا شكل گرفتند و رفته رفته سرزمین‏هاى مسلمانان را باز پس گرفتند.
2ـ حمایت پاپ و كلیسا از جنبش‏هاى ضد اسلامى اندلس و پیوند دادن مسئله اندلس به حیثیت مذهبى مسیحیان و بسیج كردن نیروهاى مذهبى براى این كار.
3ـ اختلاف‏هاى داخلى حاكمان مسلمان و دامن زدن دست نشانده‏هاى مسیحى به آن.
4ـ تجزیه‏ى حكومت یگانه‏ى اسلامى اندلس به دولت‏هاى كوچك و ضعیف. این سیاست در اثر هواى نفس و خوى مقام خواهى برخى سران مسلمان و در نتیجه تضعیف قدرت دفاعى مسلمانان صورت گرفت.
5ـ رقابت حاكمان مسلمان براى برترى جویى بر هم كیشان دیگرش، كه به ناتوانى روز افزون قدرت نظامى و دفاعى آنان انجامید.
6ـ پشتیبانى نكردن جدّى و مؤثر حكومت‏هاى اسلامى مركزى و آفریقا از حكومت‏هاى ضعیف شده‏ى اندلس.
7ـ خیانت كردن وزیران و زمامداران ترسو و دین فروش.
8ـ نژادپرستى عرب‏ها و كوچك شمردن مسلمانان دیگر مانند بربرها و افراد بومى اندلس كه به بروز شكاف و چنددستگى در صف‏هاى واحد مسلمانان انجامید.
9ـ نفوذ مشاوران و افسران ارشد نظامى مسیحى در ارتش مسلمانان.
10ـ كم توجهى مسلمانان به امور فرهنگى كه به ركود دانشگاه‏هاى مسلمانان منجر شد و جوانان به آموزش گاه‏هاى مسیحى روى آوردند و سرانجام در فرهنگ مبتذل بیگانه حل شدند.
11ـ فروش باغ‏ها و زمین‏هاى كشاورزى به مسیحیان كه به نفوذ و حضور هر چه بیشتر مسیحیان در جامعه مسلمانان انجامید.
12ـ غفلت و كم كارى مسلمانان در بازرگانى و تجارت كه در نتیجه افسار مسلمانان را به عنوان اهرم فشارى در دست مسیحیان گذارد.
13ـ آزادى افسار گسیخته‏ى جوانان در مسایل اخلاقى كه سرانجام بدنه‏ى فعال حكومت اسلامى را درمجلاب فساد غوطه ور كرد.
14ـ گستردن دام‏هاى شراب خوارگى و مى‏گسارى در میان جوانان.
15ـ نبودن محیط‏هاى سالم تفریحى و آموزشى براى جوانان و دانشجویان مسلمان.
16ـ دنیازدگىِ دوران صلح و حاكم شدن روحیه‏ى بى تفاوتى و راحت‏طلبى در مردم.
17ـ عدم نظارت بر كار روحانیون و مبشران مسیحى، كه به شكل توریست و استاد دانشگاه و معلم و تاجر و غیره، آزادانه در حقیقت جاسوس كلیسا بودند.
18ـ حضور كم فقیهان و عالمان مسلمان در نقش آفرین نبودن آنان در جلوگیرى از كج‏روى‏هاى جوانان. سرنوشت ناگفتنى مسلمانان در اندلس تنها یك حادثه و اتفاق نیست، بلكه باید این قضیه را به عنوان یك مسئله‏ ى حیثیتى براى مسلمانان در نظر گرفت، كه سبب سرافكندگى تاریخى مسلمانان گردید. داستان اندلس، مصرعى از قصیده‏ى شومى است كه اربابان كلیسا در تاریكىِ خیالِ باطلشان براى همه‏ى مسلمانان سروده‏اند، قصیده‏اى كه نخستین مصرع آن را به خون مسلمانان اندلس آغشته ‏اند و هر بیتش را با پایان بخشیدن به زندگى مسلمانانِ دیگر عالم به فرجام خواهند رسانید. داستان اندلس شرح حالِ انسان‏هاى بریده از آرمان است. توصیف مسلمانان اسیر در بند شهوت و خودخواهى و كوته‏فكرى است. اكنون ماییم و این رُمانِ تلخ تاریخى؛ ماییم و این همه عبرت‏هاى تاریخى. اكنون ماییم كه فردا آیندگان درباره‏ى عملكرد ما داورى خواهند كرد كه آیا مانند اندلسى‏ها عمل كردیم یا نه، حماسه آفریدیم.




برچسب ها: خلاصه‏ وار عوامل شكست مسلمانان در اندلس3، خلاصه‏ وار عوامل شكست مسلمانان در اندل، خلاصه‏ عوامل شكست مسلمانان در اندلس،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 3 اسفند 1396 توسط : علی صفابخش




برچسب ها: اینو از یادت نبر،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ شنبه 14 بهمن 1396 توسط : علی صفابخش
افزایش رضایت از زندگی
اگر دلت می خواد که زندگی ات به دلخواهت بشه به این دو گوش کن و خوب عمل کن که :
1. لحظات روزانه زندگی را درک کنید
هر از چندی مکث کنید تا گل سرخی را ببویید یا کودکان را حین بازی تماشا کنید کسانی که درنگ می‌کنند تا وقایعی را که به‌طور عادی با عجله پشت سر می‌گذارند، ببینند یا در طول روز به وقایع خوشایند روزانه فکر می‌کنند، افزایش قابل توجهی را از نظر رضایت و کاهش افسردگی گزارش می‌کنند
2. از مقایسه بپرهیزید
چشم و هم‌چشمی جزئی از بسیاری از فرهنگ‌هاست اما مقایسه خودمان با سایرین می‌تواند به رضایت و عزت نفس لطمه وارد کند. به جای مقایسه کردن با دیگران، توجه خود را به دستاوردهای شخصی معطوف کنید تا به رضایت بیشتری دست یابید.




طبقه بندی: تحکیم خانواده، 
برچسب ها: افزایش رضایت از زندگی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ شنبه 14 بهمن 1396 توسط : علی صفابخش
 بـــزار همسرت بــرات مردونـــگی کنـــه
 در راستای زن بودن و لطافت زنانه داشتن یه وقتایی اجازه بدین همسرتون مردانگی اش رو نشون بده واحساس برتری کنه.
اینجوری اولا اون احساس بهتر به زندگی خودتون بر میگرده و دوما اینکه غیر مستقیم جایگاه شما به عنوان ی بانوی لطیف و ظریف تثبیت میشه
مثلا یه وقتی همسرتون داره در مورد بحث های فنی صحبت می کنه. شما زود نپرین وسط بگین :
 "آره می دونم، منم بلدم و..."
یه راهش اینه که انگار بلد نیستین گوش بدین و تایید کنین. میتونین آخراش بهش بگین :
 "ایول، چه چیزایی بلدی " بذارین احساس برتری کنن
احساس برتری از نظر قدرت ، اطلاعات و چیزهای مشابه در نبردها مثل احساس زیبایی در خانمهاست.
البته بسته به موقعیت خیلی هم ندونم بازی در نیارین
طوری تعادل رو برقرار کنین که در عین حال یه خانم با اطلاعات هم به نظر بیاین




طبقه بندی: تحکیم خانواده، 
برچسب ها: خانم خانواده موفق بدونه که،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ شنبه 14 بهمن 1396 توسط : علی صفابخش
مثلا همسرتان دیر به خانه برگشته، به تلفنهای شما پاسخ نداده یا دیر امدن خود را اطلاع نداده است. شما نگران هستید اما با دیدن او نگرانی شما تبدیل به خشم و عصبانیت میشود.
رفتار اشتباه:
- به محض دیدن او بدون هیچ كلمه ایی پرخاشگری میكنید: سلام كردنت بخوره تو سر من، یه زنگ نمیتونستی بزنی؟
- استفاده از كلمات همیشه یا هیچ وقت: تو همیشه بی فكر و بی خیالی، هیچ وقت من برات مهم نیستم.
- به جای رفتار اشتباهش، شخصیت او را نشانه بگیرید: یه كم شعور داشتی یه زنگ میزدی
- مشكلات گذشته را بازگو میكنید: یادته روز خواستگاری هم دیر اومدی؟ همون موقع باید میشناختمت
-به او نگویید چه كاری نكند یا چه كار او باعث ناراحتی شما میشود، مستقیما به او بگویید از او چه انتظاری دارید: نگویید: باز نشستی پای تلویزیون؟ اخه چقدر اخبار میبینی؟ بگویید: من نیاز به كمك دارم و حسابی خسته ام، لطفا بیشتر كمكم كن.
روش درست
لحظه ایی درنگ كنید. نفس عمیق بكشید. جمله خود را با كلمه وقتی كه شروع كنید،،، سپس احساس خود را بیان كنید و در اخر دلیل خود را بگویید.
"وقتی" تو دیر میایی و جواب تلفنتو نمیدی "احساس نگرانی میكنم" چون فكر میكنم برات اتفاق بدی افتاده كه جواب نمیدی.
وقتی .... احساس میكنم .... چون ....
یك متد موفق در داشتن رابطه موفق است. به جای انكه انگشت خود را به سمت طرف مقابل بگیرید از احساس خود حرف بزنید:
وقتی غر میزنی حس میكنم برات كافی نیستم
وقتی قهر میكنی حس میكنم خیلی ازت دورم
وقتی داد میزنی حس میكنم منو دوست نداری
وقتی گریه میكنی حس میكنم با من خوشبخت نیستی…




طبقه بندی: تحکیم خانواده، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ جمعه 13 بهمن 1396 توسط : علی صفابخش
منبر و روضه فاطمیه (س) صلواتی (البته درقم فعلا ، و در صورت تامین وسیله نقلیه برای شهرستان ها هم در خدمیتم)
ـ امام رضا علیه السّلام فرمود: كسى كه یاد آور مصیبت ما شود و براى ستم ‏هایى كه در حق ما شده گریه كند، درجه وى فرداى قیامت نظیر درجه ما خواهد بود. كسى كه متذكر مصیبت ما گردد و گریان شود و دیگران را هم گریان كند، چشم وى در آن روزى كه همه چشم‏ ها گریانند گریان نخواهد بود. اگر كسى در مجلسى بنشیند كه امر دین ما خاندان در آن زنده و تقویت شود، قلب او در آن روزى كه همه قلب‏ها مى‏ میرند نخواهد مرد. (امالی صدوق+ بحار الانوار ج 44)
اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها و السر الموستودع فیها بعدد ما احاط به علمک .
با اقامه مجالس عزاداری اهل بیت (علیهم السلام ) خود و خانواده را در دنیا و آخرت بیمه عنایات آن بزرگواران فرمائید و خود را ان شاء الله حاجت روا .
حداقل با یک پارچه مشکی و یک پذیرائی ساده بوسیله یک چای و بدون هیچگونه هزینه دیگر و البته توسل به بی بی دوعالم حضرت زهرا سلام الله علیها برای کسب توفیق مجلس عزاداری آن بانوی بزرگوار را برپا و از عنایاتشان بهره مند گردید .
منبر و سخنرانی و روضه را هم حقیر و دوستانمان به صورت صلواتی در خدمتگذاری حاضرم
طلبه سطح ۳ حوزه: ۰۹۰۱۳۹۶۱۴۴۲
طلبه سطح4:  09128090520




طبقه بندی: تحکیم خانواده،  هدف از تشکیل خانواده، 
برچسب ها: منبر و روضه فاطمیه (س) صلواتی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 10 بهمن 1396 توسط : علی صفابخش
آیا سحری خوردن بعد از اذان صبح روزه را باطل می کند؟ اگر روزه دار بعد از خوردن سحری متوجه شود که بعد از اذان صبح سحری خورده، حکم روزه آن روز چیست؟ (احکام روزه رمضان 94)
روزه

یک نت ـ اگر روزه دار بعد از خوردن سحری متوجه شود که بعد از اذان صبح سحری خورده،  حکم روزه آن روز چیست؟ (احکام روزه رمضان 94)

پاسخ: نظر امام خمینی و آیت الله خامنه ای: اگر کسی در سحرهای ماه رمضان بدون تحقیق از اذان صبح سحری بخورد و یا تحقیق کند. اما شک و تردید داشته باشد و یا بعد از تحقیق گمان داشته باشد که صبح شده و سحری بخورد و بعد معلوم شود که صبح بوده است، آن روز را روزه بگیرد و بعدا قضای آن روز را نیز روزه بگیرد. هم چنین اگر کسی بگوید صبح نشده و انسان بدون تحقیق به گفته او سحری بخورد و بعد معلوم شود صبح بوده است، باید روزه آن روز را قضا کند.

اما اگر بعد از تحقیق و اطمینان به اینکه هنوز صبح نشده،  سحری بخورد و بعد معلوم شود که بعد از اذان صبح سحری خورده، روزه صحیح است و قضا لازم نیست. بلکه اگر بعد از تحقیق شک کند که صبح شده یا نه و سحری بخورد، قضا لازم نیست.(1)

نظر آیات عظام مکارم، سیستانی،  وحید خراسانی، و آیت الله صافی: اگر در ماه رمضان بدون آن كه تحقیق كند صبح شده یا نه، كارى كه روزه را باطل مى‏كند انجام دهد، بعد معلوم شود صبح بوده، همچنین اگر بعد از تحقیق شك یا گمان كند كه صبح شده است؛ ولى اگر بعد از تحقیق یقین كند صبح نشده، و چیزى بخورد، بعد معلوم شود كه صبح بوده، قضا واجب نیست.

 هرگاه كسى بگوید صبح نشده و هنوز وقت باقى است و انسان به گفته او كارى كه روزه را باطل مى‏كند، انجام دهد و بعد معلوم شود صبح بوده، در این جا نیز قضا لازم است، ولى اگر بعد از تحقیق یقین كند صبح نشده و چیزى بخورد، بعد معلوم شود صبح بوده، قضا واجب نیست.

 نیز اگر كسى بگوید صبح شده و انسان به گفته او یقین نكند یا خیال كند شوخى مى‏كند و كارى كه روزه را باطل مى‏كند انجام دهد، بعد معلوم شود صبح بوده. قضای لازم است. (2)

آیت الله زنجانی: اگر کسی در سحرهای ماه رمضان بدون تحقیق از اذان صبح سحری بخورد و یا تحقیق کند. اما شک و تردید داشته باشد و سحری بخورد و بعد معلوم شود که صبح بوده است، آن روز را روزه بگیرد و بعدا قضای آن روز را نیز روزه بگیرد.

اما اگر بعد از تحقیق و اطمینان به اینکه هنوز صبح نشده است، سحری بخورد و بعد معلوم شود که بعد از اذان صبح سحری خورده، روزه صحیح است و قضا لازم نیست.(3)

پی نوشت ها:
1. امام خمینی، توضیح المسائل، مسأله1688( نظر رهبری مطابق نظر امام خمینی است) .
2. آیت الله مکارم، توضیح المسائل، مسأله1423؛ آیت الله سیستانی، توضیح المسائل، مسأله، 1659 مورد چهارم تا ششم؛ آیت الله وحید خراسانی، توضیح المسائل، مسأله 1696؛ آیت الله صافی گلپایگانی، توضیح المسائل، مسأله 1697.
3. آیت الله زنجانی، توضیح المسائل، مسأله 1697، مورد نهم. و مسأله1701.




برچسب ها: سحری خوردن بعد از اذان روزه را باطل می کند؟،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 7 خرداد 1396 توسط : علی صفابخش

1-    کسی که نمازهای قضای زیادی دارد چگونه می تواند همه آنها را به جا بیاورد؟

برای اینكه بتوان تمام نمازهای قضا را به جا آورد بگونه ای كه خسته کننده نشده و باعث زدگی نگردد چند راهکار و توصیه پیشنهاد می شود:

1.      نباید خود را تحت فشار قرار داده بلكه باید برنامه ریزی بلند مدت نمود و به مرور زمان آنها را خواند.

2.      می توان جدولی تنظیم نمود و روزهای ماه را در آن نوشته و ستونی را به نمازهای پنج گانه اختصاص داد و هر وقت قضای نمازی خوانده می شود در آن علامت زد.

3.      یکی از بهترین اوقات برای خواندنِ نماز قضا، قبل یا بعد از نمازهای روزانه می باشد كه در كنار هر نماز یومیه ای یك نماز قضا نیز خوانده می شود.

4.      باید از شرایطی که برای خواندن نماز قضا به وجود می آید استفاده نمود. مانند برخی مساجد که در ایام ماه مبارك رمضان، نماز قضا چندین روز را به جماعت انجام می دهند.

5.      شروع هر کاری برای انسان سخت است اما وقتی انسان به کاری عادت کرد برایش ساده می شود.

6.      از نمازهایی كه در سفر قضا شده نباید غافل بود و آنها را نیز به همان صورت كه در سفر واجب بوده بجا آورد.

 





برچسب ها: 1- کسی که نمازهای قضای زیادی دارد چگونه می تواند همه آنها را به جا بیاورد؟،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 31 اردیبهشت 1396 توسط : علی صفابخش

استدلال شیعه بر اینكه در وضوء ـ بر خلاف اهل سنت ـ دستها را از آرنج به پایین می‏شوید چیست؟

قرآن مى‏گوید: «فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَیْدِیَكُمْ إِلَى الْمَرافِق‏» ؛ «... دستهاى خود را تا آرنج بشویید».

سوال این است که هدف از آوردن کلمه «إلى المرافق» چیست؟ آیا هدف «تعیین محدوده شستن» می باشد، یا «شیوه شستن از نوك انگشتان تا به آرنج» می باشد؟!

دقت در آیه گویا آن است كه مراد «تعیین محدوده شستن» است چرا كه واژه «ید» در زبان عربی نسبت به چند قسمت از این عضو به كار می رود از جمله:

أ. انگشتان.

ب. از انگشتان تا مچ دست.

ج. از انگشتان تا آرنج.

د. از انگشتان تا كتف.

مثلاً «ید» در آیه سرقت «وَ السَّارِقُ وَ السَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَیْدِیَهُما» ؛ «دستِ مرد دزد و زن دزد را قطع كنید!» به معنای «انگشتان» از نظر شیعه و «مچ دست» از نظر اهل سنت بكار رفته است.

همچنین در آیة «فَتَیَمَّمُوا صَعیداً طَیِّباً فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَ أَیْدیكُمْ مِنْهُ» ؛ «با خاك پاكى تیمم كنید! و از آن، بر صورت‏ و دستها بكشید!» به معنای «تا مچ دستان» مى‏باشد.

بنابراین با توجه به استعمالات گوناگون لفظِ «ید»، لفظ «إلى المرافق» آمده تا «محدوده شستن» را مشخص کند، یعنی فاصله سر انگشتان تا آرنج است نه كمتر و نه بیشتر.

و اما اینكه چگونه بشوییم، از بالا آغاز كنیم یا بر عكس، آن را بر عهده خود انسان نهاده است و مسلماً در نظافت دستها از بالا شروع مى‏كنند نه از پایین.

مثلاً هنگامی كه صاحبِ خانه به رنگ‏كار مى‏گوید: این اتاق را تا سقف رنگ كن. آن چیزی كه از این جمله می فهمیم این است كه مراد بیان محدوده رنگ كاری می باشد نه بیان اینكه رنگ كار از پائین دیوار تا به سقف شروع به رنگ كاری نماید چراكه بطور طبیعی كار از بالا آغاز مى‏شود نه بر عكس.

گروهى از مفسران معتقدند واژه «إلى» در آیه به معنى «انتها» یا به تعبیر فارسى «تا» نیست، بلكه به معنى «مع» و همراه است یعنی آرنج هم باید شسته شود و نظیر در دو آیه زیر است:

الف. «و لا تأكلوا أموالهم إلى أموالكم» ؛ «اموال یتیمان را همراه اموال خود نخورید».

ب. «ویزدكم قوه إلى قوتكم»؛ « نیرویى بر نیروى خود بیفزایید».

در این صورت چون «الی» به معنی «مع» باشد دیگر هیچ توجیهی برای شستن دست ها از نوک انگشتان تا به آرنج باقی نخواهد ماند.

دانشمند و فقیه سنی مذهب آقای وهبة الزحبلی نیز می گوید: «در نزد تمامی دانشمندان و عالمان - از جمله امامان مذاهب چهارگانه اهل سنت- داخل نمودن آرنج در شستن واجب است، زیرا حرف «الی» که برای انتهای غایت است در این جا به معنای «مع» می باشد مانند دو آیه شریفه : «ویزدكم قوه إلى قوتكم» و «و لا تأكلوا أموالهم إلى أموالكم» که در این دو نیز «الی» به همین معنا است.

از همین رو، هیچ یک از مذاهب اهل سنت شستن دست ها را از پایین به بالا واجب یا مستحب نمی دانند بلکه برخی «الی» را به معنای «مع» می گیرند.

- (مائده : 6)

- (مائده : 38)

- (مائده : 6)

- (نساء : 2)

- (هود : 52)

- جعفر سبحانی، سیمای فرزانگان، ج2، به نقل از سایت تبیان با کمی تغییر.

- الفقه الاسلامی و ادلته، ج 1، ص 218

- ر.ک: الفقه علی المذاهب الاربعه، عبدالرحمن الخریری، دارالفکر، ج 1، ص 53؛ حلیه العلما فی معرفه مذاهب الفقها، القفال، مکتبه الرساله الحدیثه، ج1، ص 145





برچسب ها: استدلال شیعه بر اینكه در وضوء ـ بر خلاف اهل سنت ـ دستها را از آرنج به پایین می‏شوید چیست؟،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 31 اردیبهشت 1396 توسط : علی صفابخش

1-    چرا وضع مادی بی نمازها، از اهل نماز بهتر است؟

در پاسخ این پرسش باید با چند نکته توجه کرد:

1.      کلیت نداشتن این وضعیت

این حالت کلیت ندارد؛ زیرا خیلی از افراد ترک‌کنندۀ نماز فقیرند و از سوی دیگر برخی از اهل نماز ثروتمند هستند؛ مثلا حضرت سلیمان (ع) و حضرت خدیجه کبری (علیها سلام) از ثروتمندترین افراد در زمان خود بودند و در همان حال اهل عبودیت و نماز هم بوده‌اند.

2.      کسب ثروت از راه حرام

بسیاری از ثروتمندانِ بی نماز از راه حرام به این ثروت رسیده‏اند؛ زیرا کسی که اهل نماز نیست اعتنایی ندارد به این که اموالش را حتماً از راه حلال به دست آورد. در مقابل، کسی که اهل نماز است، چون راههای کسب حرام را به روی خود بسته است،‏ چه‏بسا وضع زندگی مادی او پایین‏تر باشد.

3.      احساسِ ثروت سبب بی نمازی می شود

قرآن کریم می‏فرماید: احساسِ ثروتمندی و بی نیازی از خدا، سبب طغیان انسان می شود. «اِنَّ الاِنسانَ لَیَطغی اَن رَاهُ استَغنی»[1] به همین علت بیشتر دشمنان پیامبران ثروتمندان بودند که به‌ سبب احساسِ ثروتمندی و بی نیازی از خدا حاضر به اطاعت از او و سجده نمودن در برابر او نبودند. خداوند هم اراده نکرده است به سبب ترک نماز، ثروت دنیوی را از آنها بگیرد! در مقابل، اکثر فقیران چون احساس بی نیازی نمی کنند خضوع‏ دارند و در برابر خداوند سر به سجده می‏نهند.

4.      ثروت برای آنها عذاب است نه نعمت

امیرالمؤمنین (ع) فرمودند: چه بسیار انسانهایی که خداوند با فرستادنِ نعمت (و ثروت و...) بر آنها بلا می فرستد. [2] آنها منتظر فقر و گرفتاری می شوند، اما برعکس به ثروت و رفاه می رسند و عبادت را ترک کرده و در گناهان فرو می روند و عذاب آخرت خود را شدیدتر می کنند. همچنین هنگام جان دادن چون به بیشتر به نعمت های مادی وابسته شده اند و به نعمت های آخرت هم ایمان ندارند، دل کندن از ثروت برای آنها عذابی مضاعف هست. همچنان که عروسکی به کودکی بدهیم و بعد از بازی و انسِ کودک با آن؛ به زور پس بگیریم که گریه و ناراحتی او بیشتر از زمانی می شود که اسباب بازی نداشت.

قرآن می فرماید: پس چون اندرزهایى را كه به آنان داده شده بود، فراموش كردند، درهاى هرگونه نعمت را به رویشان گشودیم (و در رفاه و مادیات غرق شدند) تا آنگاه كه به آنچه داده شدند دلخوش كردند، ناگهان آنان را (به عقوبت) گرفتیم پس یكباره محزون و نومید گردیدند. [3]

5.      توجه به سنت‏های الهی

بنابر سنت «اِمهال» و «املاء»، ترک نماز گاهی موجب فقر می‌شود؛ و گاهی نیز‏ موجب ثروتمندشدن می گردد.

ü     سنت اِمهال

خداوند می‏فرماید: « وَ ذَرْنی‏ و الْمُكَذِّبینَ أُولِی النَّعْمَةِ و مَهِّلْهُمْ قَلیلاً » [4] مرا با تكذیب‌كنندگان صاحب‌ نعمت واگذار، و آنها را كمى مهلت ده!

از این آیه مشخص می‏شود قرار نیست خداوند نعمت و مادیات را از آنها بگیرد وگرنه همه کافران برای رسیدن به مادیات دنیا، ایمان می‏آورند و چنین ایمانی هیچ ارزشی نداشت؛ چون صرفا راهی بود برای اینکه آنها ثروتمند بشوند.

خداوند می‏فرماید: «اگر نبود که همه مردم دست از ایمان خود می‏کشیدند و کافر می‏شدند براى خانه‏هاى كسانى كه به خداى رحمن كفر مى‏ورزند، سقف‏هایى از نقره قرار مى‏دادیم و نیز نردبان‏هایى كه بر آنها بالا روند. و هر گونه زینتى (براى آنان فراهم مى‏كردیم) ولى اینها همه جز وسیله كامیابى زندگى دنیا نیست، در حالى كه آخرت نزد پروردگارت مخصوص اهل تقواست.»[5]

ü     سنت املاء

خداوند در قرآن می‏فرماید: «کسانی که کافر شده‏اند گمان نکنند این فراوانی نعمت به سود آنهاست، ما فراوان به آنها می‏دهیم تا بیشتر در گناه فرو روند و برای آنها در قیامت عذابی دردناک است» [6]

بنابراین سنت خداست که کافران فقط در دنیا به نعمت برسند و از نعمات جاوید آخرت بی‏بهره گردند و خداوند از تارک نماز که به فرمودۀ اهل‏بیت (علیهم السلام) نوعی کفر در درون اوست، متنفر است لذا گاهی نعمت مادی را به او می‏دهد تا با فرورفتن در گناه از نعمت‌های آخرت محروم گردد.

 



[1]. بى‏گمان آدمى طغیان مى‏كند؛ چون خود را بى‏نیاز مى‏بیند ؛ (علق: 6 و 7.)

[2]. كَمْ مِنْ مُبْتَلًى بِالنَّعْمَاءِ. (تصنیف غرر الحكم و درر الكلم ؛ ص369) همچنین ایشان فرمودند: اى فرزند آدم! زمانى كه خدا را مى‏بینى كه انواع نعمت‏ها را به تو مى‏رساند تو در حالى كه معصیت كارى، بترس. (یَا ابْنَ آدَمَ إِذَا رَأَیْتَ‏ رَبَّكَ‏ سُبْحَانَهُ یُتَابِعُ عَلَیْكَ نِعَمَهُ وَ أَنْتَ تَعْصِیهِ‏ فَاحْذَرْهُ)‏ (نهج البلاغة (للصبحی صالح) ؛ حکمت 25 ؛ ص 472 )

[3]. فَلَمَّا نَسُوا ما ذُكِّرُوا بِهِ فَتَحْنا عَلَیْهِمْ أَبْوابَ كُلِّ شَیْ‏ءٍ حَتَّى إِذا فَرِحُوا بِما أُوتُوا أَخَذْناهُمْ بَغْتَةً فَإِذا هُمْ مُبْلِسُونَ «انعام : 44»

[4]. مزمل: 11.

[5]. وَ لَوْ لا أَنْ یَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً لَجَعَلْنا لِمَنْ یَكْفُرُ بِالرَّحْمنِ لِبُیُوتِهِمْ سُقُفاً مِنْ فِضَّةٍ وَ مَعارِجَ عَلَیْها یَظْهَرُونَ وَ زُخْرُفاً وَ إِنْ كُلُّ ذلِكَ لَمَّا مَتاعُ الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ الْآخِرَةُ عِنْدَ رَبِّكَ لِلْمُتَّقِینَ «زخرف : 34 و 35»

[6]. وَ لا یَحْسَبَنَّ الَّذینَ كَفَرُوا أَنَّما نُمْلی‏ لَهُمْ خَیْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّما نُمْلی‏ لَهُمْ لِیَزْدادُوا إِثْماً وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهین‏ ؛ (آل عمران: 178 )





برچسب ها: چرا وضع مادی بی نمازها، از اهل نماز بهتر است؟،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 31 اردیبهشت 1396 توسط : علی صفابخش

1-    خداوند که با همه محرم است، پس چرا خانم‏ها باید در نماز حجاب کامل داشته باشند؟

بی تردید، حکمت رعایت حجاب اسلامی زن در حال نماز، پنهان کردن خود از خدا نیست؛ زیرا چیزی از علم خدا پنهان نیست؛ [1] اما حکمت‏های دیگری در کار است که ممکن است موارد زیر بعضی از آن حکمت‏ها باشد.

1.     رعایت ادب

همان‌گونه که رعایت پوشش زن در برابر دیگران و حتی والدین نوعی حفظ حرمت محسوب می‏شود، نماز خواندن با پوشش لازم و کامل هم نوعی حفظ حرمت نسبت به خداوند یا به جایگاه نماز به حساب می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آید. در ادیان دیگر هم، حفظ حجاب برای زنان در وقت عبادت، وجود داشته است.[2]به ‏همین دلیل است که براى مرد نیز پوشیدن عبا و پوشاندن سر در نماز، مستحب است.

2.     تأثیر مثبت در کسب حضور قلب

رعایت حجاب و آداب دیگر، در تحصیل حضور قلب مؤثر است. بی‏شک، وجود پوششى یكپارچه براى تمام بدن و داشتن پوششى مخصوص براى نماز، توجه و حضور قلب انسان را بیشتر مى‏كند و از التفات ذهن به تجملات و چیزهاى رنگارنگ مى‏كاهد.

3.     یادآوری ارزش و اهمیت حجاب

این‏حکم به زنان مسلمان می‏فهماند که حجاب، مطلوب خداوند است، به‏گونه‏ای که حتی در نماز از زن مسلمان خواسته با حفظ حجاب با خداوند سخن بگوید؛ چون او بنده‏اش را این‏گونه می‏پسندد.

4.     تمرین حجاب

یکی از آثار نماز، نهادینه کردن ارزش ها و تمرین مداوم پاکی ها است. خداوند متعال تمرین پیوسته حجاب را که یک ارزش است، برای زنان در نماز واجب کرده است تا همواره بر حفظ آن پایدار باشند.



[1] - خداوند بر اسرار باطن و ظاهر هر شخص اشراف دارد و از رگ گردن انسان به انسان نزدیک تراست « وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَریدِ»« و ما به او از رگ قلبش نزدیكتریم!» (ق : 16)

[2]. تاریخ تمدن ویل دورانت، ج 9، ص242، به نقل از مجله پیام زن، ش20، ص80-83.





برچسب ها: خداوند که با همه محرم است، پس چرا خانم‏ها باید در نماز حجاب کامل داشته باشند؟،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 31 اردیبهشت 1396 توسط : علی صفابخش


1-    چگونه تشخیص دهیم در نماز ریا می کنیم یا نه؟

برخی نشانه های شخص ریاکار عبارتند از:

1.      هنگامى كه كسى نزد اوست تلاش مى كند اعمال الهى انجام دهد

2.      هنگامى كه تنها شد در انجام عمل كسل و تنبل است!

3.      در تمام كارهایش اصرار دارد مردم از او مدح و ستایش كنند،

4.      سعى مى كند ظاهرش را در نظر مردم خوب جلوه دهد.[1]

5.      اگر بین مردم باشد (اعمالش را ) با نشاط انجام مى دهد

6.      هر گاه او را مدح و ثنا گویند بر عملش مى افزاید

7.      و هرگاه سرزنش شود از عملش كم می کند! [2]

 

 

[1] - قال النبی (ص): وَ أَمَّا عَلَامَةُ الْمُرَائِی فَأَرْبَعَةٌ یَحْرِصُ فِی الْعَمَلِ لِلَّهِ إِذَا كَانَ عِنْدَهُ أَحَدٌ وَ یَكْسَلُ إِذَا كَانَ وَحْدَهُ وَ یَحْرِصُ فِی كُلِّ أَمْرِهِ عَلَى الْمَحْمَدَةِ وَ یُحْسِنُ سَمْتَهُ بِجُهْدِه‏ (بحارالأنوار، ج 1، ص 122)

[2] - قال أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ (ع) : لِلْمُرَائِی ثَلَاثُ عَلَامَاتٍ یَكْسَلُ إِذَا كَانَ وَحْدَهُ وَ یَنْشَطُ إِذَا كَانَ فِی النَّاسِ وَ یَزِیدُ فِی الْعَمَلِ إِذَا أُثْنِیَ عَلَیْهِ وَ یَنْقُصُ إِذَا ذُم ‏(مجموعة ورام(تنبیه الخواطر)، ج‏1، ص 187 )





داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 31 اردیبهشت 1396 توسط : علی صفابخش

مفسرین پاسخ هایی داده اند كه برخی از آنها را ذكر می نمائیم:

1.      نهی نماز تشریعی است نه تكوینی

نماز مانند انسانى كه دیگرى را نهى مى‏كند، مرتب به نمازگزار نهیب می زند که : زنا مكن، ربا مخور، دروغ مگو، چنین و چنان مكن و... و لیكن لازمه این نهى آن نیست كه نمازگزار بطور تكوینی (و اجبار) از آن كارها دست بردارد.

خودِ نماز به صورت تشریعی از فحشا و منكر نهی می كند و انسان هم می تواند منهیاتِ نماز را اطاعت كند و هم می تواند اطاعت نكند.

پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «كسى كه اطاعت فرمان نماز نكند نمازش نماز نیست، و اطاعت نماز آن است كه نهى آن را از فحشاء و منكر به كار بندد» [2]

نهىِ نماز مانند نهى تشریعی خداوند است که نوعی نهیب زدن است و باعث بازدارندگی مستقیم مردم از نمى‏شود و مردم می توانند نافرمانى‏اش ‏كنند: « إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ وَ إِیتاءِ ذِی الْقُرْبى‏ وَ یَنْهى‏ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ» [3] خداوند به عدل و احسان و صله رحم امر مى‏كند، و از فحشاء و منكر نهى مى‏کند. [4]

2.      نماز نهی می کند نه منع

در آیه آمده است که «تنهی عن ... » نه «تمنع» یعنی مثل پزشک دلسوزی که انسان را از خوراکی های بد و سیگار نهی می کند ولی جلوگیری نمی کند و انسان اختیار دارد با دستورات او مخالفت کند.

3.      نماز از گناه باز می دارد، هر چند در آینده

برخی مفسرین با استناد به داستان جوانی از انصار كه با رسول خدا نماز می خواند و مرتكب فحشا می شد و پیامبر فرمود: بالاخره روزى نمازش او را از ارتكاب فواحش نهى مى‏كند و چیزى نگذشت كه او توبه كرد. [5] چنین گفته اند كه معناى آیه این است كه نماز در آینده صاحبش را از فحشا و منكر باز مى‏دارد.[6] هر چند هم اكنون گرفتار گناه و معاصی باشد.

4.      برای صحت و قبولی نماز از گناهان دوری می کند.

نمازگزار ناچار است كه به خاطر صحّت یا قبولیِ نماز ، یك سرى دستوراتِ دینى را مراعات كند (مثل غصبی نبودن لباس و مكان نماز، طهارت بدن، نخوردن شراب و... ) كه رعایت آنها خود زمینه اى قوى براى دورى از گناه و زشتى است. آرى كسى كه لباس سفید بپوشد، طبیعى است كه روى زمینِ آلوده و كثیف نمى نشیند.[7]

5.      این بازدارندگی بواسطه شكل گرفتن ملكه پرهیز از فحشاء و منكر در انسان می باشد

علامه طباطبایی در تفسیر این آیه فرمودند: ( از آنجا كه ) نماز مشتمل است بر ذكر خدا، و این ذكر، اولا ایمان به وحدانیت خداى تعالى، و رسالت و جزاى روز قیامت را به نمازگزار تلقین مى‏كند، و به او مى‏گوید كه خداى خود را با اخلاص در عبادت مخاطب قرار داده و از او استعانت بنما، و درخواست كن كه تو را به سوى صراط مستقیم هدایت نموده، و از ضلالت و غضبش به او پناه ببر.

و ثانیا او را وادار مى‏كند بر اینكه با روح و بدن خود متوجه ساحت عظمت و كبریایى خدا شده، پروردگار خود را با حمد و ثنا و تسبیح و تكبیر یاد آورد، و در آخر بر خود و هم مسلكان خود و بر همه بندگان صالح سلام بفرستد.

علاوه بر این او را وادار مى‏كند به اینكه از حدث (كه نوعى آلودگى روحى است)، و از خبث یعنى آلودگى بدن و جامه، خود را پاك كند، و نیز از اینكه لباس و مكان نمازش غصبى باشد، بپرهیزد، و رو به سوى خانه پروردگارش بایستد.

پس اگر انسان مدتى كوتاه بر نماز خود پایدارى كند، و در انجام آن تا حدى نیت صادق داشته باشد، این ادامه در مدت كوتاه به طور مسلم باعث مى‏شود كه ملكه پرهیز از فحشاء و منكر در او پیدا شود، به طورى كه اگر فرضا آدمى شخصى را موكل بر خود كند، كه دائما ناظر بر احوالش باشد، و او را آن چنان تربیت كند كه این ملكه در او پیدا شود و به زیور ادب عبودیت آراسته گردد، قطعا تربیت او مؤثرتر از تربیت نماز نیست، و به بیش از آنچه كه نماز او را دستور مى‏دهد دستور نخواهد داد، و به بیش از آن مقدار كه نماز به ریاضت وادارش مى‏كند وادار نخواهد كرد.[8]

 



[1] - نماز را به‏پادار، كه همانا نماز (انسان را) از فحشا و منكر نهی  می کند ؛ (عنكبوت : 45)

[2] -« لَا صَلَاةَ لِمَنْ لَمْ یُطِعِ الصَّلَاةَ وَ طَاعَةُ الصَّلَاةِ أَنْ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَ الْمُنْكَر» ؛ (بحارالأنوار، ج 79، ص 198)

[3] - نحل : 90

[4] - طباطبایى سید محمد حسین، تفسیر المیزان، موسوى همدانى سید محمد باقر، ج‏16، ص 199

[5] - وَ رُوِیَ‏ أَنَّ فَتًى مِنَ الْأَنْصَارِ كَانَ‏ یُصَلِّی‏ الصَّلَاةَ مَعَ‏ رَسُولِ‏ اللَّهِ‏ ص وَ یَرْتَكِبُ الْفَوَاحِشَ فَوُصِفَ ذَلِكَ لِرَسُولِ اللَّهِ ص فَقَالَ إِنَّ صَلَاتَهُ تَنْهَاهُ یَوْماً مَا فَلَمْ یَلْبَثْ أَنْ تَابَ. (بحار الأنوار (ط - بیروت) ؛ ج‏79 ؛ ص198)

و همچنین آمده است: وَ عَنْ جَابِرٍ قَالَ: قِیلَ لِرَسُولِ اللَّهِ ص إِنَّ فُلَاناً یُصَلِّی بِالنَّهَارِ وَ یَسْرِقُ بِاللَّیْلِ فَقَالَ إِنَّ صَلَاتَهُ لَتَرْدَعُهُ. (بحار الأنوار (ط - بیروت) ؛ ج‏79 ؛ ص198)

[6] - گنابادى سلطان محمد، تفسیر بیان السعادة فى مقامات العبادة، خانی رضا / حشمت الله ریاضى، تهران، مركز چاپ و انتشارات دانشگاه پیام‏نور، 1372 ش، ج‏11، ص 264

[7] - محسن قرائتی، تفسیر نماز، ص 28

[8] - طباطبایى سید محمد حسین، تفسیر المیزان، موسوى همدانى سید محمد باقر، ج‏16، ص 198





برچسب ها: منظور از نهی و بازدارندگی نماز از گناه در آیه «إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى‏ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَر»[1] چیست؟،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 31 اردیبهشت 1396 توسط : علی صفابخش

قرآن مى‏گوید: «فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَیْدِیَكُمْ إِلَى الْمَرافِق‏» ؛ «... دستهاى خود را تا آرنج بشویید».

سوال این است که هدف از آوردن کلمه «إلى المرافق» چیست؟ آیا هدف «تعیین محدوده شستن» می باشد، یا «شیوه شستن از نوك انگشتان تا به آرنج» می باشد؟!

دقت در آیه گویا آن است كه مراد «تعیین محدوده شستن» است چرا كه واژه «ید» در زبان عربی نسبت به چند قسمت از این عضو به كار می رود از جمله:

أ. انگشتان.

ب. از انگشتان تا مچ دست.

ج. از انگشتان تا آرنج.

د. از انگشتان تا كتف.

مثلاً «ید» در آیه سرقت «وَ السَّارِقُ وَ السَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَیْدِیَهُما» ؛ «دستِ مرد دزد و زن دزد را قطع كنید!» به معنای «انگشتان» از نظر شیعه و «مچ دست» از نظر اهل سنت بكار رفته است.

همچنین در آیة «فَتَیَمَّمُوا صَعیداً طَیِّباً فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَ أَیْدیكُمْ مِنْهُ» ؛ «با خاك پاكى تیمم كنید! و از آن، بر صورت‏ و دستها بكشید!» به معنای «تا مچ دستان» مى‏باشد.

بنابراین با توجه به استعمالات گوناگون لفظِ «ید»، لفظ «إلى المرافق» آمده تا «محدوده شستن» را مشخص کند، یعنی فاصله سر انگشتان تا آرنج است نه كمتر و نه بیشتر.

و اما اینكه چگونه بشوییم، از بالا آغاز كنیم یا بر عكس، آن را بر عهده خود انسان نهاده است و مسلماً در نظافت دستها از بالا شروع مى‏كنند نه از پایین.

مثلاً هنگامی كه صاحبِ خانه به رنگ‏كار مى‏گوید: این اتاق را تا سقف رنگ كن. آن چیزی كه از این جمله می فهمیم این است كه مراد بیان محدوده رنگ كاری می باشد نه بیان اینكه رنگ كار از پائین دیوار تا به سقف شروع به رنگ كاری نماید چراكه بطور طبیعی كار از بالا آغاز مى‏شود نه بر عكس.

گروهى از مفسران معتقدند واژه «إلى» در آیه به معنى «انتها» یا به تعبیر فارسى «تا» نیست، بلكه به معنى «مع» و همراه است یعنی آرنج هم باید شسته شود و نظیر در دو آیه زیر است:

الف. «و لا تأكلوا أموالهم إلى أموالكم» ؛ «اموال یتیمان را همراه اموال خود نخورید».

ب. «ویزدكم قوه إلى قوتكم»؛ « نیرویى بر نیروى خود بیفزایید».

در این صورت چون «الی» به معنی «مع» باشد دیگر هیچ توجیهی برای شستن دست ها از نوک انگشتان تا به آرنج باقی نخواهد ماند.

دانشمند و فقیه سنی مذهب آقای وهبة الزحبلی نیز می گوید: «در نزد تمامی دانشمندان و عالمان - از جمله امامان مذاهب چهارگانه اهل سنت- داخل نمودن آرنج در شستن واجب است، زیرا حرف «الی» که برای انتهای غایت است در این جا به معنای «مع» می باشد مانند دو آیه شریفه : «ویزدكم قوه إلى قوتكم» و «و لا تأكلوا أموالهم إلى أموالكم» که در این دو نیز «الی» به همین معنا است.

از همین رو، هیچ یک از مذاهب اهل سنت شستن دست ها را از پایین به بالا واجب یا مستحب نمی دانند بلکه برخی «الی» را به معنای «مع» می گیرند.

- (مائده : 6)

- (مائده : 38)

- (مائده : 6)

- (نساء : 2)

- (هود : 52)

- جعفر سبحانی، سیمای فرزانگان، ج2، به نقل از سایت تبیان با کمی تغییر.

- الفقه الاسلامی و ادلته، ج 1، ص 218

- ر.ک: الفقه علی المذاهب الاربعه، عبدالرحمن الخریری، دارالفکر، ج 1، ص 53؛ حلیه العلما فی معرفه مذاهب الفقها، القفال، مکتبه الرساله الحدیثه، ج1، ص 145





برچسب ها: استدلال شیعه بر اینكه در وضوء ـ بر خلاف اهل سنت ـ دستها را از آرنج به پایین می‏شوید چیست؟،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 31 اردیبهشت 1396 توسط : علی صفابخش

روشهای مؤثر برای حرف شنوی کودکان

همه ی ما می خواهیم فرزندانمان حرف شنو باشند . وقتی فریاد می زنیم که بایست ! نرو وسط خیابان ؛ توقع داریم کودکمان اطاعت کند . یا اگر به او می گوییم که برو مسواک بزن ، یا بخواب ، توقع داریم بدون هیچ حرفی این کار را انجام دهد .

خیلی اوقات ، وادار کردن بچه ها به این که رفتار شایسته ای داشته باشند مشکل است . روش ” هر چه می گویم همان است ”  که بیشتر والدین به آن متوسل می شوند ، معمولاً بی فایده است .

خوشبختانه روش هایی برای اداره رفتار بچه ها وجود دارد که بدون برخورد ، بدون اشک و قهر ، فریاد ، کتک کاری ، یا توهین ِ زبانی است . در این مبحث سعی کرده ایم اصولی را ارائه دهیم که عمل به آنها به شما و فرزندتان کمک می کند تا به هدف مطلوب برسید . شروع واقعی این گونه تربیت ، از سال های آغاز کودکی است .

به خاطر داشته باشید که در سنین پیش دبستانی ، بچه ها کارهای عادی روزمره و مهارت نظم و انضباط را که لازمه ی زندگی است ، به راحتی یاد می گیرند .  برای تسلیم کردن کودکان روشی کلی وجود دارد که در همه ی شرایط ، مفید است . آن را یاد بگیرید و بعد در زمینه های مختلف امتحان کنید .

۱ – برخورد مثبت داشته باشید
به رفتار مناسب فرزند خود توجه کنید و در همان لحظه از آن تعریف کنید . سپس از او درخواست نمایید ( یا او را راهنمایی کنید ) تا فعالیت بعدی را انجام دهد . در این روش برای هر کاری که کودک درست انجام می دهد امتیازی قائل شوید ،  به نوعی که گویی جادویی در کار است ، او به طور باور نکردنی ، درخواست های بعدی را اجابت می کند.  به طور مثال به او بگویید :
– آفرین که یک لیوان شیر خوردی . حالا بیا کمی تخم مرغ بخور .

– خیلی خوب مسواک زدی . حالا بیا لباس خوابت را بپوش .

۲ – برای کنترل او به نرمی رفتار کنید
هر گاه ازکودک خود خواهشی دارید ، به سمت او بروید و به نرمی او را لمس کنید . به طوری که حضور شما تقریباً  موافقت کودکتان را ضمانت کند . اکنون درست در جایی هستید که فرمان شما به یک عمل تبدیل می شود .
شما می خواهید فرزندتان میز را بچیند ، اگر با فریاد از او بخواهید که از آن طرف خانه بیاید و میز را بچیند ، حتماً مؤثر نخواهد بود ؛ بهتر است نزد او بروید و آنچه که می خواهید به او بگویید ، سپس با او به آشپزخانه بروید .

هنگامی که خواهر و برادر مشغول نزاع و درگیری هستند ، نباید با داد و بیداد دعوا را متوقف کنید . به جای آن  ، به طرف آنها بروید و صحبت کنید . خیلی اوقات همین آرامش شما برای ساکت کردن بچه ها کافی است .

اگر می خواهید موافقت کودک خود را جلب کنید کمتر از ” نه مؤکد ” استفاده کنید و حتی المقدور از حبس کردن او در اتاقش خودداری نمایید .

۳ – فرزند خود را دوباره راهنمایی کنید
فرزند خود را به سمت رفتار پسندیده هدایت کنید . اگر او به چیزی دست می زند که  نباید  دست بزند ، به او بفهمانید که دقیقاً چه چیزهایی را می تواند لمس کند یا بردارد . اگر او روی مبل بالا و پایین می پرد ، به جای اینکه او را سرزنش کنید ، جایی را که می تواند جست و خیز کند  به او نشان دهید .

۴ – اشیاء مخرب را از دسترس کودک دور کنید .
اگر فرزندتان روی دیوار رنگ آمیزی می کند ، مداد رنگی را از دسترسش دور کنید و برایش توضیح دهید که چطور می تواند از مداد رنگی به درستی استفاده کند .

۵ –  عزت نفس کودکان را از بین نبرید .
اگر فرزند خردسالتان روی میز ایستاده و می خواهید او را پایین بیاورید ، به او بگویید ” اجازه نداری روی میز بایستی ، خودت پایین می آیی  یا من کمکت کنم ؟ ” در این صورت شما به نوعی ناتوانی های او را مهار می کنید و اعتماد به نفس از شما به فرزندتان انتقال می یابد .

۶ – فرزند خود را برای حضور در جمع آماده کنید
اگر فرزند شما در حضور دیگران بد رفتاری کند ، باعث خجالت شما می شود و افرادی که شاهد خرابکاری او هستند رنجیده می شوند . در این زمان اگر به او بگویید ” ساکت بنشین ” ، معمولاً رفتارش بهبود نمی یابد .
قبل از هر وضع جدیدی همچون سوار شدن به هواپیما یا حضور در جشن تولد ، موقعیت را برای  او شرح دهید و انتظارات واقعی خود را بیان کنید . به طور مثال بگویید :

وقتی سوار هواپیما می شویم ، در آنجا صندلی مخصوص خودت را داری و باید کمربندت را ببندی . می توانی کتاب بخوانی ، چیزی بخوری یا با اسباب بازی کوچکی بازی کنی .

وقتی فردا به جشن تولد می رویم ، از تو انتظار دارم شلوغ نکنی و هنگامی که دوستت کادوهایش را باز می کند ، بنشینی و تماشا کنی .

۷ – به کودک کمک کنید که کمی جلوتر را ببیند .
بچه ها در هر موقعیتی که قرار دارند ، رویدادهای بعدی را نمی بینند و فقط در لحظه زندگی می کنند . برای همین ، هنگام گــذر از مرحله ای دیگر ، دچار مشکل می شوند . بنا براین بهتر است هنگامی که می خواهید او را از جایی که دوست دارد به جای دیگری ببرید ، ابتدا پنج دقیقه قبل او را مطلع کنید که تا چند لحظه دیگر باید اینجا را ترک کنید . اگر بی خبر دست او را بگیرید و به جای دیگری ببرید باعث آزار او می شوید .

۸ – از جایی که برای او مشکل ساز است دور شوید
اگر هر بار با کودکتان به سوپر مارکت رفتید و با مشکلاتی روبرو شدید ، زمانی به آنجا بروید که کسی از او نگهداری می کند . بهتر است مدت یک ماه به او فرصت دهید و او را همراه خود به خرید نبرید ، این مدت ، زمان مناسبی است که این چرخه ی منفی بشکند و به شما و فرزندتان اجازه  دهد که روال عادی پیدا کنید .

۹ – کودکتان را به جای دیگری ببرید
اگر در رستوران هستید و او بهانه گیری می کند ، کودکتان را بردارید و از آنجا خارج شوید . اغلب بیرون رفتن و انتقال او به جایی دیگر ، باعث آرامش او می شود .
کارهای روزمره را به طور منظم انجام دهید . لباس پوشیدن ، مسواک زدن ، باز کردن در ، تمیز کردن اسباب بازیها ، رفتن به رختخواب ، همه ی اینها مجموعه ای هستند که  رویدادهای مهم روزانه محسوب می شوند. شما می خواهید فرزندتان هر یک را با موفقیت پشت سر بگذارد و در گذر از هر مرحله ، رفتار مناسبی داشته باشد . اما ممکن است رفتارهای منفی مثل فریاد زدن نیز به سرعت در روال عادی روزمره جای بگیرد .

۱۰ – در هر مرحله او را راهنمایی کنید
دقت کنید که هر یک از مراحل رشد کودکتان در کارهای روزمره پنهان شده است . او به تدریج می تواند کفشهایش را بپوشد و یا  به حمام برود . شما نخست باید او را از لحاظ فیزیکی ( در هر مرحله انجام امور روزانه ) راهنمایی کنید و بعد فقط نظاره گر باشید .
مثلاً به او بگویید : ” من نمی توانم لباست را دربیاورم ؛ اما تو را تماشا می کنم که چطور این کار را می کنی .”

۱۱ – گاهی بعضی امور را به کودک یادآوری کنید
بچه ها به راحتی ممکن است چیزی را فراموش کنند . این وظیفه شماست که بعضی موارد را به آنها تذکر دهید . مثلاً اگر کودک شما فراموش کرد به دستشویی برود . باید با مهربانی به او بگویید ” وقت دستشویی” رفتن است . یک کلمه ی یاد آوری برای او بسیار مفید خواهد بود .

۱۲ – هنگام فرمان دادن به کودک ، از دستورات واضح و روشن استفاده کنید
به جای اینکه بگویید ” اتاقت را مرتب کن ” بهتر است به مورد مشخصی اشاره کنید . یعنی بگویید کتاب ها را در قفسه آبی ، و اسباب بازی ها را در قفسه پایینی بگذار.  هر قدر فرمان های شما واضحتر باشد  پذیرفتن آنها برای کودک آسانتراست  .

۱۳ – علت انجام هر کاری را برای کودک توضیح دهید
۱ ) همانطور که شما و فرزندتان در حال مسواک زدن هستید ، برای آگاهی او توضیح دهید که چه کار می کنید و چرا . مثلاً بگویید : ” ببین من خمیر دندان را به تمام دندانم می رسانم . می خواهم همه ی جوجوهایی که آنجا زندگی می کنند را در بیاورم . حالا با آب ، دهانم را می شویم ، غرغره می کنم و بعد آب دهانم را بیرون می ریزم . بیا با هم این طوری مسواک بزنیم





برچسب ها: روشهای مؤثر برای حرف شنوی کودکان،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ جمعه 22 اردیبهشت 1396 توسط : علی صفابخش
1- قال الصادق(ع): قال رسول الله(ص): من صلی الصلاة لغیر وقتها رفعت له سوداء مظلمة تقول: ضیعک الله کما ضیعتنی.
و اول ما یسال العبد اذا وقف بین یدی الله عزوجل عن الصلاة، فان زکت صلاته زکی سائر عمله و ان لم تزک صلاته لم یزک عمله(1).
امام صادق(ع) فرمود: رسول خدا فرمودند: کسی که نماز را در غیر وقت انجام دهد عوض نماز سیاهی تاریکی بالا می رود و می گوید خدا تو را ضایع گرداند همان طوری که تو مرا ضایع گردانیدی.
و اوّل چیزی که فردای قیامت از بنده موقعی که در پیشگاه الهی ایستاده است سؤال می شود نماز خواهد بود، پس اگر نماز او بدون عیب و نقص و مورد قبول واقع شود دیگر اعمال او هم چنین خواهد بود.
قال الصادق(ع): قال رسول الله(ص) فی مرضه الذی توفی فیه و اغمی علیه ثم افاق فقال: لا ینال شفاعتی من اخر الصلاة بعد وقتها(2).
امام صادق(ع) فرمود: رسول خدا در حال کسالتی که در آن وفات یافت بی هوش شده بود و بعد به هوش آمد، پس فرمود: هرکس نماز را تاخیر بیندازد و بعد از وقت بخواند فردای قیامت به شفاعت من نخواهد رسید.
3- قال الصادق(ع): قال النبی(ص): ما من صلاة یحضر وقتها الا نادی ملک بین یدی الناس: ایها الناس قوموا الی نیرانکم التی اوقدتموها علی ظهورکم فاطفئوها بصلاتکم(3).

ادامه مطلب


برچسب ها: کاهل نماز،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ جمعه 22 اردیبهشت 1396 توسط : علی صفابخش

3-   چرا حتما باید نماز را به عربی خواند؟

ابتدا لازم است بدانیم كه تنها نماز و لبیک در حج است که باید به عربی بیان شود وگرنه هیچ تكلیف واجب دیگری نیازمند قرائت عربی نیست.

به برخی از دلائل خواندن نماز به عربی اشاره می‌کنیم:

1.      اصل تعبّد

خداوند دستور به عربی خواندن نماز داده و چون روح عبادت بر تسلیم و تعبد استوار است، انسان باید عبادت (نماز) را به همان شکل که خواست خداوند است انجام دهد تا مصلحت‌هایی که خداوند در نظر دارد و‏ چه ‏بسا ما از آن بی‏خبریم، حاصل گردد.

امیرمؤمنان (ع) می فرمایند: معنای اسلام، تسلیم شدن در مقابل پروردگار است و علامت این تسلیم ‌بودن در عمل آشکار می‌شود، می‌فرماید: "مؤمن، بنای دین خود را بر اساس رأی و نظر شخصی نمی‌گذارد، بلکه بر آنچه از پروردگارش رسیده بنیان می‌نهد".[1]

2.      زبان مشترک مسلمانان

اینکه همۀ مسلمانان از هر نژاد و مملکتی نماز را به یک زبان بخوانند، باعث می‌شود که زبانی مشترک میان همه پیروان اسلام شکل بگیرد و در واقع زمینۀ وحدت و پیوند بین‏المللی دینی را فراهم کند. (دین جهانی نیاز به زبان مشترک جهانی دارد تا مسلمانان با آن زبان با یکدیگر تعامل کنند و خداوند آن زبان را عربی قرار داده و کتاب آسمانی را با آن زبان فرستاده و و نماز را با آن زبان از ما خواسته است)

3.      نبود معادل واژه‌ها

کلماتی را که در نماز به زبان می‌آوریم نمی‌توان به صورت دقیق به زبان دیگری ترجمه کرد.‏ چه‏بسا برخی از کلمات یا جملات، معانی بسیاری در خود جای داده که با یک یا چند جمله نیز نتوان همۀ آنها را بیان نمود.[2]

برای مثال از سوره حمد نام می‏بریم، هیچ ترجمه‏ای که بتواند تمام مفاهیم آن را به زبان دیگر بیان کند، نیست. حتی تنها، کلمه «الله» هیچ معادلی در زبان‏های دیگر ندارد و تنها می‏توان ترجمۀ آن را در قالب یک جمله بیان کرد. در مثال مذکور، کلمه "خدا" در زبان فارسی، فقط معادل فارسی آن است نه هم‌معنای کلمه «الله».

4.      جلوگیری از تحریف

تجربۀ زندگی انسان‌ها، روشنگر این حقیقت تلخ است که آنجا دست‌های انسانی در کارهای مختلف دخالت کرده است، آن را به صورت‌های مختلف در آورده که گاهی با اصل و حقیقت خود فاصله بسیار دارد. استفاده از یک زبان در عبادت، سبب جلوگیری از تحریف عبادت و آمیختگی آن با خرافات می شود. این زبان را خداوند حکیم، زبان عربی قرار داده است که برترین و کامل ترین زبان است. [3]

یادآوری

البته خواندن نماز به زبان عربی بدان معنی نیست که انسان نتواند به هیچ زبان دیگری با خداوند سخن بگوید. چنانچه در قنوت نماز که قسمت خواستن حاجت‌هاست، به فتوای اکثر مراجع، انسان می‌تواند به فارسی یا هر زبان دیگر سخن بگوید.[4] همچنین انسان هر لحظه که اراده نماید، می‌تواند با زبان دلخواه خویش با او به راز و نیاز بپردازد، تنها برخی امور مانند نماز بنا بر مصلحت‌ها و فوایدی که دارد باید به زبان عربی باشد.



[1]. الْإِسْلَامُ هُوَ التَّسْلِیمُ وَ التَّسْلِیمُ هُوَ التَّصْدِیقُ وَ التَّصْدِیقُ هُوَ الْیَقِینُ وَ الْیَقِینُ هُوَ الْأَدَاءُ وَ الْأَدَاءُ هُوَ الْعَمَلُ إِنَّ الْمُؤْمِنَ أَخَذَ دِینَهُ عَنْ رَبِّهِ وَ لَمْ یَأْخُذْهُ عَنْ رَأْیِهِ ؛‏ بحار الأنوار (ط - بیروت) ؛ ج‏65 ؛ ص309

[2]. محمدتقی مصباح یزدی، قرآن ‏شناسی، ص 102 - 92، با تلخیص، مؤسسه آموزش و پژوهشی امام خمینی، 1380 هـ. ش.

[3]. قَالَ علیٌّ (ع): سَیِّدُ الْكَلَامِ‏ الْعَرَبِیَّةُ وَ سَیِّدُ الْعَرَبِیَّةِ الْقُرْآنُ؛ (بحار الأنوار (ط - بیروت)؛ ج‏61 ؛ص 30)

[4]. توضیح المسائل سیزده مرجع، مسئله 1135.





داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 20 اردیبهشت 1396 توسط : علی صفابخش
  • تعداد کل صفحات : 23  صفحات :
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
وصیت شهدا
روزشمار غدیر مهدویت امام زمان (عج) حدیث موضوعی