موفقیت

"بسم الله الرحمن الرحیم اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً. " "با هر گناهی که انسان انجام میدهد عقلی از او جدا می شود که دیگر برنمی گردد ............ وقتی بنده گناه میکند به سبب انجام آن گناه, علمی راکه یاد گرفته بود , فراموش می کند.......... حسن خزّاز ، از امام رضا ( علیه السّلام ) شنیدم كه فرمودند : بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند، ضررشان براى شیعیان ما از دجّال بیشتر است. حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم ) به چه علّت؟ فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنین شود، حقّ و باطل به هم در آمیزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود. ( صفات الشیعه ص 8 ) ...........همیشه می توان تولدی دوباره داشت" هر چه ایمان انسان کامل تر باشد به همسرش بیشتر ابراز محبت می کندرسول خدا (ص): مستدرک، ج 14، ص 157 " خدا شما را رحمت کند ،بدانید که همانا شما در روزگارى هستید که:گوینده حق اندک/و زبان از راستگویى عاجز/و حق طلبان بى ارزشند/مردم گرفتار گناه و به سازشکارى همداستانند ،جوانانشان بد اخلاق/و پیر مردانشان گنهکار/و عالمشان دو رو/و نزدیکانشان سود جویند/نه خردسالانشان بزرگان را احترام مى‏ کنند/و نه توانگرانشان دست مستمندان را مى ‏گیرند.ترجمه خطبه 233 نهج البلاغه . بعضی از آیات هستند،که وقتی اونا رو می خونم،شرمنده ی خدا میشم،مثل همین آیه ی " الیس الله بکاف عبده " (الزمر، آیه 36)آیا خدا، برای بندگانش کافی نیست؟ " بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد. کسی که تو را دوست دارد، از تو انتقاد می کند و کسی که با تو دشمنی دارد، از تو تعریف و تمجید می کند. نیاز مردم به شما از نعمتهای خدا بر شما است، از این نعمت افسرده و بیزار نباشید. امام حسین(ع( " تعجّب دارم از کسی که نسبت به تشخیص خوب و بد خوراکش اهتمام می‌ورزد که مبادا ضرری به او برسد، چگونه نسبت به گناهان و دیگر کارهایش اهمیّت نمی‌دهد و نسبت به مفاسد دنیایی، آخرتی، روحی، فکری، اخلاقی و... بی‌تفاوت است. امام سجاد (َع("برترین بی نیازی و دارایی، ناامیدی است از آنچه در دست مردم است. حضرت علی(ع)" هر که بر زیردستان نبخشاید، به جور زبردستان گرفتار آید. سعدی " آنها فقط از «فهمیدن» تو می‌ترسند/از «تن» تو- هر چقدر هم که قوی باشد- ترسی ندارند/از گاو که گنده‌تر نمی‌شوی،می‌دوشندت/از خر که قوی‌تر نمی‌شوی، بارت می‌کنند/از اسب که دونده‌تر نمی‌شوی، سوارت می‌شوند/آنها فقط از «فهمیدن» تو می‌ترسند:علی شریعتی " مکه برای شما، فکه برای من!بالی نمی خواهم، این پوتین های کهنه هم می توانند مرا به آسمان ببرند…شهید آوینی" دانش پاك در دلهای ناپاك قرار نمی گیرد/اگر می خواهی هستی را بشناسی، خود را بشناس.سقراط " . همیشه می توان تولدی دوباره داشت . "
(صلواتی)مشاوره خانواده و ازدواج، و پاسخ به مسائل شرعی و اعتقادی
پست الکترونیکی: khanavade14@gmail.com 
تلفن:09128090520 همه روزه از ساعت 14 الی 16




طبقه بندی: تحکیم خانواده،  هدف از تشکیل خانواده، 
برچسب ها: مشاوره خانواده و ازدواج، و پاسخ به مسائل شرعی و اعتقادی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ شنبه 18 مرداد 1393 توسط : نریمان رحمتی

۱- ادعای ذکریت (در بوشهر) با سوء استفاده از قرآن وتعالیم صوفیان و عارفان،

باب با بهره گیری از آیات «فسئلوا اهل الذکر»[1] و «ذکر للعالمین» خود را ذکر معرفی می‌کرد و می‌گفت: جاء من عند الذکر.

باب« چون به سن ۶،۵ سالگی رسید، جناب خال اعظم، ایشان را برای فراگرفتن مقدمات زبان فارسی به مکتب فرستاد. مکتب او در محلی به نام قهوه اولیاء قرار داشت. قهوه اولیاء نام خانقاه درویشان و محل ریاضت مرتاضان و واقع در محله بازار مرغ و نزدیک بیت جناب…» [۲]

۲- بابیت و رکنیت: (پس از وفات سید کاظم رشتی) که برگرفته از نحوه ارتباط با امام زمان (أ) در عصر غیبت صغری بود، باب با استناد حدیث: «انا مدینه العلم و علی بابها»، این مسئله را به همه زمان‌ها تعمیم داده بود! یادآوری دو نکته:

۱. معنای باب در اینجا معنای خاص است نه پایه گذاری سنّت بابیت؛

۲. مراد از باب، ورود به علم پیامبر خاتم(9) است نه شخص پیامبر (9).

بابیت و تأثیرپذیری از غالیان به ویژه اسماعیلیه؛ تا جایگاه فرقه‌ای خود را حفظ کنند، باید دانست که:

۱. شیعیان قائل به باب برای ائمه (:) نیستند، بلکه این تفکر غالیان شیعه است.

۲. بابیه یکی از فرق اسماعیلیه است.

۳. نصیری‌های سوریه ادعای بابیت برای ائمه[:] دارند.[۳]

توبه از ادعای بابیت: «باب در آغاز بیان می‌نویسد: «در هر زمان، خدای عزوجل، کتاب و حجّتی از برای خلق مقدور فرموده و می‌فرماید: در سنه هزار و دویست و هفتاد ازبعثت (مرادش ۱۲۶۰ و پیداش خودش است) رسول خدا، کتاب را بیان و حجت را ذات حروف سبع (علی محمد هفت حرف دارد) قرار داد.» [۴]

سید علی محمد باب در سال ۱۲۶۱ دستور اضافه کردن «أشهد ان علیاً قبل نبیل باب بقیة الله» را به ملاصادق در مسجد نو از مساجد شیراز می‌دهد که پاتوق باب در شیراز بود؛ پس از این کار، جنجالی به پا می‌شود و حسین خان اجودان باشی (حاکم شیراز) با مشورت علماء، او را به شیراز فرامی خواند. (به اجبار یا با حیله) باب پس از حضور در شیراز همه چیز را انکار کرده و می‌گوید: «إِنْ جاءَکُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُوا».[۵]


ادامه مطلب


برچسب ها: ادعاها باب ذکریت بابیت مهدویت قائمیت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ جمعه 5 خرداد 1396 توسط : مهدی ناظمی

فرقه های انحرافی، به ویژه آنان که به نوعی مدعی بابیت و مهدویت هستند، مشترکات فراوانی دارند. از طرف دیگر نشانه‌های ظهور ، از جذاب‌ترین و پرطرفدارترین و درعین‌حال از آسیب‌پذیرترین بخش‌های معارف مهدوی است.

مقدمتاً باید بگوییم در باب علائم ظهور دو نوع علائم حتمی و غیر حتمی داریم، که پنج نشانه حتمی و محتوم می‌باشد و در روایات نیز به همین نام محتوم از آنها یاد شده است. یکی از آن‌ها خروج یمانی و نشانۀ دیگر خروج سفیانی است و در روایات تاکید شده است که خروج یمانی به همراه سید خراسانی و سفیانی در یک ماه، یک روز و یک ساعت اتفاق می‌افتد. 

السُّفْیَانِیُّ وَ الْقَائِمُ فِی سَنَةٍ وَاحِدَة.[1] سفیانی و قائم هر دو در یک سال نمایان می‌شوند.

خسف بیداء یعنی فرو رفتن سپاه سفیانی در منطقه‌ای بین مکه و مدینه، ندای آسمانی و قتل نفس زکیه از نشانه‌های دیگر قبل از قیام امام زمان(عج) می باشند.

مطلبی هست که اگر آن را خوب توضیح دهیم شاید تمام ادله احمد الحسن که مدعی یکجا باطل گردد. ما در ادله مهدویت بین ظهور و قیام آن حضرت تفاوت نگذاشته‌ایم و این باعث انحرافاتی شده است. در ادبیات عامیانه ظهور و قیام حضرت یکی است اما حقیقت امر این است که بین ظهور و قیام تفاوت وجود دارد. در روایات عموماً هرجا صحبت از ظهور می‌شود، می‌گوید این امر ناگهانی است؛ «مَثَلُهُ مَثَلُ السَّاعَةِ» جز ناگهان بر شما روی نمی‌دهد، مانند قیامت است. و در روایت دیگر آمده است که احدی جز حق از آن یعنی ظهور حضرت آگاه نیست.


ادامه مطلب


برچسب ها: انحراف ظهور قیام احمد الحسن،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ جمعه 5 خرداد 1396 توسط : مهدی ناظمی

یکی از مهم‌ترین تعالیم بهاءالله( میرزا حسینعلی نوری)، تحری حقیقت است. تحری حقیقت یعنی به جستجوی حقیقت پرداختن [1]. یعنی هر کس خود باید جویای حقیقت گردد و بافکر و کوشش خویش آن را بیابد.

عبدالبهاء (عباس افندی) می‌گوید:« اول اساس بهاء اللّه تحری حقیقت است، یعنی باید نفوس از تقالیدی که از آباء و اجداد موروث مانده منزه و مقدس گردند». [2]

باید توجه داشته باشیم، بهاییت از این اصول استفاده ابزاری می‌کند و آموزه‌های آن‌ها به‌هیچ‌وجه سازگار با این اصل و اصول دیگر نیست. و تناقضات فراوانی در متون آن‌ها وجود دارد.

از باب نمونه، اشراق خاوری در گنج شایگان می‌نویسد:« قل من کان فی قلبه بغض هذا الغلام (بهاءالله) فقد دخل الشیطان علی فراش امه»؛ « بگو هرکس در قلبش دشمنی این غلام (بهاءالله) را داشته باشد قطعاً شیطان در بستر و رختخواب مادرش رفته است»[3]

اگر اعتقاد به تحری حقیقت دارید چرا غیر بهایی را زنازاده و حرام‌زاده می‌دانید؟!!! این نیز یکی دیگر از تناقضات مشهود در فرقۀ بهائیت.

از طرف دیگر بهاییان برای کسی که از این فرقه خارج شود مجازات های سنگینی در نظر گرفته اند آنان کسی را که از بهاییت دست بکشد طرد می کنند، وی دیگر حق ندارد با خانواده اش هم کلام شود و با آنان بر سر یک سفره بنشیند.[4]


ادامه مطلب


برچسب ها: بهائیت تحری حقیقت تعالیم،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 3 خرداد 1396 توسط : مهدی ناظمی

بهائیان می‌گویند: اسلام دین خشونت است و تاریخش برای امروز منقضی شده است یا اینکه می‌گویند: عصر، عصر ارتباطات است، عصر محبّت است، عصر الفت همۀ انسان‌ها با یکدیگر است، عصر وحدت عالم انسانی است.

می‌گویند: در مقابل ظلم ظالم، باید سر خم کرد، نباید ایستاد. می‌گویند: جنایات ظالمان به ما ربطی ندارد. می‌گویند: با دشمن هم باید دوست باشیم و او را در آغوش بفشاریم. گویا هیچکدام‌شان کتب و آثار مکتوب به اصطلاح مقدّس خود را، حتّی برای یک بار هم مطالعه نکرده‌اند. آنها کتاب «بیان» را ندیده‌اند که «من‌یظهره‌الله» شان به آنها دستور داده که هر گاه از پیروانش كسی به سلطنت رسید، احدی را غیر از مؤمنین به او، روی زمین باقی نگذارند: «الباب السادس و العشر من الواحد السابع فی ان الله قد فرض علی كل ملك یبعث فی دین البیان ان لا یجعل احد علی ارضه ممن لم یدن بذلك الدین و كذلك فرض علی الناس كلهم اجمعون.» [۱] ، یعنی در حکومت بهائیان فقط خودشان حق حیات دارند و ادیان دیگر باید کشته شوند!

آن‌ها الواح بهاءالله را هم ندیده‌اند که آنان را به دشمنی با دشمنانش سفارش کرده است: «كن کشعلة النّار علی اعدائی و كوثر البقأ لاحبائی [۲] بر دشمنانم مانند شعله‌ی آتش باش و برای دوستانم كوثر بقا (آب حیات باش).»

به تناقضات فرمایشات‌شان کار نداریم که عبدالبهاء خلاف قول  پدرش، از او نقل می‌کند که:« اگر خدا نکرده شما دشمن داشته باشید، او را دشمن نبینید، دوست ببینید. به دوست چگونه لازم است معامله کردن؟ به دشمن همان معامله را مجری دارید!» [۳]


ادامه مطلب


برچسب ها: اسلام بهائیت صلح خشونت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 3 خرداد 1396 توسط : مهدی ناظمی

به جز اشاره کوتاهی در نوشته‌های بهاءالله در مورد اغصان، در مورد ولی امر هیچ مطلبی تا زمان الواح و وصایا عبد البهاء وجود ندارد. شوقی افندی بعدها به همسر و نزدیکانش گفته بود که هیچ آگاهی قبلی در مورد مقام ولایت امری نداشته است و نمی‌دانسته که از طرف عبدالبهاء به عنوان ولی امر بعد از او تعیین شده است. عبدالبهاء به بهائیان هشدار داده بود که مراقب مشکلاتی که از جانب برادرش میرزا محمد علی ایجاد می‌شود باشند. همچنین اوسعی کرد نحوه تعیین ولی امر الله بعد از خودش را بصورت واضح بیان کند تا دوگانگی دیگری در بهائیت بوجود نیاید. بنابر وصیت عبدالبهاء هر ولی امر باید در زمان حیات خود ولی امر پس از خود را تعیین کند تا پس از او اختلاف نظری پیش نیاید. جانیشین ولی امر باید فرزند ارشد ولی امر و یا از اغصان (فرزند ذکور) از خاندان بهاءالله باشد. در آخر بهاءالله دستور داده بود ۹ نفر از میان ایادی بهائی به عنوان ایادی امر الله تعیین شوند که این ۹ نفر با اکثریت آراء باید جانشین ولی امر را بپذیرند.

همچنین ایادی امر الله می‌توانند در صورت لزوم اقدام به انتصاب یک فرد از میان جامعه بهائی به عنوان ولی امر الله کنند.

اما در عصر جدید شاهدیم که ولی امر الله و بیت العدل مکمل یکدیگر هستند؛ ولی امر الله وظیفه تفسیر قابل اطمینان امور دینی را دارد و بیت العدل وظیفه داوری و ارائه نظر در اموری که دارای ابهام هستند را دارد. صلاحیت این دو ارگان در الواح وصایا عبد البهاء بیان شده است و عدم تمکین به هر یک از این دو ارگان در حکم عدم پیروی از حکم خداوند محسوب می‌شود. همچنین شوقی افندی در کتاب نظم جهانی آیین بهائی این دو ارگان را به یکدیگر وابسته و جدا نا پذیر توصیف می‌کند.


ادامه مطلب


برچسب ها: بهائیت ولی امرا الله شوقی، اغصان،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 2 خرداد 1396 توسط : مهدی ناظمی

بهائیت خود را دینی فوق العاده مترقی و جهانی دانسته و ادعا دارد یکی از آورده‌های جدید آن تطابق دین با علم و عقل است. از دیدگاه عباس افندی(عبدالبهاء):« اگر مسائل دینیه مخالف عقل و علم باشد «وهم» است زیرا مقابل علم، جهل است. تعصبات مانع بزرگی است برای ایجاد صلح و سلام و وحدت و یگانگی و تا این مانع یعنی تعصبات موجود است هرگز بشر روی خوشبختی نخواهد دید.» [1] او می كوشید تا همه تعالیم مترقی را به پدرش بهاءالله نسبت دهد. به گونه ای كه در مواضع گوناگون اعلام داشته كه چنین تعالیمی قبل از بهاءالله در جوامع بشری مطرح نبوده اند.[2] و این همه از ابداعات دیانت بهائی است كه از طریق وحی به پدرش (بهاءالله) نازل گشته است.![3]

تعالیم مترقّی باب و بهاء در تعارض با علم و دانش است . به عنوان نمونه :

1. باب استعمال دارو را مطلقاً حرام اعلام كرده است : « برشما باد که دوا و مسکرات و نوع آنها را نه مالک شوید و نه بفروشید و نه بخرید و نه استعمال کنید .»[4] با این حساب باید کلیه فعالیت های پزشکی و بهداشتی و دارو سازی به حال تعطیل در آورد .

2 . باب هیچ گونه مجوزی برای تدریس کتابی غیر از بیان را نمی دهد : « لایجوز التدریس فی کتب غیر البیان»[5] نتیجه اینکه تمام تحقیقات علمی باید تعطیل شود .

3 .به دستور باب تمام كتاب های عالم را به غیر از كتب باب و آنچه در قلمرو بیان نگارش یافته ، باید نابود شود : « فی حکم محو کل الکتب کلها الا ما انشات اوتنشی فی ذلک الامر. »[6]

سران بهائی برای رهائی از این افتضاحات از یکسو ادعا می کنند که کتاب بیان نسخ شده است و این در حالی است که میرزا حسینعلی بهاء در آثار خود چندین بار نسخ بیان را مردود دانسته و گویندگان آن را مورد لعنت قرار می دهد ؛ که از جمله در اقتدارات می نویسد : «نسبت داده اند که احکام بیان نسخ نموده الا لَعنَهُ عَلَی القَومِ الظّالّمین»[7] و از سوی دیگر ضمن جلوگیری از دسترسی بهائیان به کتاب بیان ، به کتاب اقدس تکیه می نمایند که البته آن هم دست کمی از کتاب بیان و احکام باب ندارد . نظیر اینکه ؛ « اگر کسی خانه ای را بسوزاند او را بسوزانید .»[8] همچنین كتاب اقدس شمار ماه های سال را 19 ماه و هر ماه را 19 روز می داند.[9] که این موضوع فاقد هرگونه مبنای علمی ، عقلی و دینی بوده و دارای اشکالات اساسی است.[10]


ادامه مطلب


برچسب ها: بهائیت علم مترقی بابیه،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1 خرداد 1396 توسط : مهدی ناظمی

انسجام، هماهنگی و عدم ابتلا به تناقض و تعارض درونی آموزه‌ها، یکی از شاخصه های مهم ادیان الهی است. مروری کوتاه بر تعالیم و کتب بهائیت بیانگر تناقضات و تعارضات درونی بسیار متعدد است که نارسائی‌ها، مجهولات و پرسش‌های متعددی فراروی محقّقان و حتّی معتقدان به این فرقه به وجود آورده تا آنجا که این موضوع به عنوان یکی از مشخصات اصلی بهائیت و چالش‌های اساسی رهبران و طرفداران آن محسوب می گردد.

می‌توان گفت تلوّن‌درعقیده و تغییردرادعا بهترین دلیل در دروغ بودن ادعای بهائیت است؛ به اعتراف خود بابیان و بهائیان، علی محمد شیرازی بنیان گذار فرقه بابیه، شش مرتبه ادعای خویش را تغییر داد. مرحوم‌ حسین‌ محبوبی‌ اردکانی‌ در تعلیقاتش‌ بر «المآثر و الاثار» می‌نویسد:« باب‌ در 1260 ادعای‌ ذکریّت‌ کرد یعنی‌ که‌ مفسّر قرآن‌ است. در 1261 ادعای‌ بابیت‌ کرد یعنی‌ وسیلهِ‌ رابطه‌ با امام‌ زمان‌ است. در 1262 ادعای‌ مهدویت‌ کرد یعنی‌ امام‌ زمان‌ است. در 1263 ادعای‌ نبوت‌ کرد یعنی‌ که‌ پیغمبرم. در 1264 ادعای‌ ربوبیّت‌ کرد یعنی‌ که‌ پروردگار عالمیانم. در 1265 ادعای‌ الوهیّت‌ کرد. در 1266 تمام‌ دعاوی‌ خود را منکر شد و توبه‌ کرد و توبه ‌نامه‌ نزد ولیعهد فرستاد.» [1] میرزا حسینعلی (بهاء الله) نیز مقامات زیادی برای خود ادعا نموده بود؛ گاهی ادعا می کرد بر او وحی نازل شده، زمانی اعلام می نماید كه« من هیچم و كم ز هیچ هم بسیاری» و زمانی دیگر خویشتن را بر تخت الوهیّت نشانده و، خدای خدایان‌، آفریدگار جهان، كسی كه لم یلد و لم یولد است‌ومعبود حقیقی‌، می نامد.[2] و در لوح عهدی كه به منزله وصیت نامه از خویش باقی گذاشت از موضع الوهیّت، پیروانش را به اطاعت و تبعیّت از جانشینان خود تشویق و ترغیب نمود.! [3] و همه اینها در حالی است که بهائیان خود را موحّد و یکتا پرست می نامند! و عباس افندی در اثبات پیامبری حسینعلی می کوشد.


ادامه مطلب


برچسب ها: ادعای بهائیت نبوت الوهین باب بهاء الله،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1 خرداد 1396 توسط : مهدی ناظمی

 فرقۀ بهائیت از جمله مسلک‌های بشری بی‌بنیاد است که فاقد اصول، معیارها و ملاک‌های دینی قوی و مستند می باشد؛ عقاید و اصول فکری آن نه تنها فاقد شالودۀ مستحكم ادیان آسمانی است، بلکه از لحاظ اصول و معیارهای اولیه شکل‌گیری و منابع مستند، کاملاً ضعیف و غیرعلمی است به همین دلیل نقد این فرقه در قالب انتقادهای رایج در علوم مربوط به ادیان و مذاهب امكان ندارد و به تعبیر دیگر از آنجا که فرقۀ بهائیت در مورد مسائل اعتقادی گنگ و نامفهوم بوده و آسمان و ریسمان را به هم بافته، ساختار فكری و عقیدتی منسجم و مستقلی ندارد و قابل دفاع و استناد نیست. از این رو به هیچ وجه توان اقناع افراد آگاه و تیزبین را ندارد و تنها صاحبان و متولیان آن، با استفاده از ابزارها و شگردهای سیاسی، تبلیغاتی، اجتماعی و اقتصادی و...، در گوشه و کنار جامعه سعی می‌کند افراد ساده و کم‌اطلاع را فریب داده و جذب نمایند.

انسجام، هماهنگی و عدم ابتلا به تناقض و تعارض درونی آموزه ها، یکی از شاخصه های مهم ادیان الهی است. مروری کوتاه بر تعالیم و کتب بهائیت بیانگر تناقضات و تعارضات درونی بسیار متعدد است که نارسائی ها، مجهولات و پرسش‌های متعددی فراروی محققان و حتی معتقدان به این فرقه به وجود آورده تا آنجا که این موضوع به عنوان یکی از مشخصات اصلی بهائیت و چالش های اساسی رهبران و طرفداران آن محسوب می گردد. یکی از تناقضات درونی این فرقه این است که؛

در بهائیت تبلیغ در همه جا و هر وقت و برای همه کس امری واجب است؛ عبدالبهاء می گوید: «تکلیف هر نفسی از احبای الهی این است که شب و روز آرام نگیرد و نفسی بر نیارد جز فکر نشر نفحات الله»[1] و بدین وسیله دیگران را در بلاد دور دست به تبلیغ و نشر نفحات بهائی تحریص می نمودند؛ اما در عین حال تبلیغ بهائیت در اسرائیل ممنوع است![2]


ادامه مطلب


برچسب ها: بهائیت اسرائیل تبلیغ دین،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 31 اردیبهشت 1396 توسط : مهدی ناظمی

1-    کسی که نمازهای قضای زیادی دارد چگونه می تواند همه آنها را به جا بیاورد؟

برای اینكه بتوان تمام نمازهای قضا را به جا آورد بگونه ای كه خسته کننده نشده و باعث زدگی نگردد چند راهکار و توصیه پیشنهاد می شود:

1.      نباید خود را تحت فشار قرار داده بلكه باید برنامه ریزی بلند مدت نمود و به مرور زمان آنها را خواند.

2.      می توان جدولی تنظیم نمود و روزهای ماه را در آن نوشته و ستونی را به نمازهای پنج گانه اختصاص داد و هر وقت قضای نمازی خوانده می شود در آن علامت زد.

3.      یکی از بهترین اوقات برای خواندنِ نماز قضا، قبل یا بعد از نمازهای روزانه می باشد كه در كنار هر نماز یومیه ای یك نماز قضا نیز خوانده می شود.

4.      باید از شرایطی که برای خواندن نماز قضا به وجود می آید استفاده نمود. مانند برخی مساجد که در ایام ماه مبارك رمضان، نماز قضا چندین روز را به جماعت انجام می دهند.

5.      شروع هر کاری برای انسان سخت است اما وقتی انسان به کاری عادت کرد برایش ساده می شود.

6.      از نمازهایی كه در سفر قضا شده نباید غافل بود و آنها را نیز به همان صورت كه در سفر واجب بوده بجا آورد.

 





برچسب ها: 1- کسی که نمازهای قضای زیادی دارد چگونه می تواند همه آنها را به جا بیاورد؟،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 31 اردیبهشت 1396 توسط : علی صفابخش

استدلال شیعه بر اینكه در وضوء ـ بر خلاف اهل سنت ـ دستها را از آرنج به پایین می‏شوید چیست؟

قرآن مى‏گوید: «فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَیْدِیَكُمْ إِلَى الْمَرافِق‏» ؛ «... دستهاى خود را تا آرنج بشویید».

سوال این است که هدف از آوردن کلمه «إلى المرافق» چیست؟ آیا هدف «تعیین محدوده شستن» می باشد، یا «شیوه شستن از نوك انگشتان تا به آرنج» می باشد؟!

دقت در آیه گویا آن است كه مراد «تعیین محدوده شستن» است چرا كه واژه «ید» در زبان عربی نسبت به چند قسمت از این عضو به كار می رود از جمله:

أ. انگشتان.

ب. از انگشتان تا مچ دست.

ج. از انگشتان تا آرنج.

د. از انگشتان تا كتف.

مثلاً «ید» در آیه سرقت «وَ السَّارِقُ وَ السَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَیْدِیَهُما» ؛ «دستِ مرد دزد و زن دزد را قطع كنید!» به معنای «انگشتان» از نظر شیعه و «مچ دست» از نظر اهل سنت بكار رفته است.

همچنین در آیة «فَتَیَمَّمُوا صَعیداً طَیِّباً فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَ أَیْدیكُمْ مِنْهُ» ؛ «با خاك پاكى تیمم كنید! و از آن، بر صورت‏ و دستها بكشید!» به معنای «تا مچ دستان» مى‏باشد.

بنابراین با توجه به استعمالات گوناگون لفظِ «ید»، لفظ «إلى المرافق» آمده تا «محدوده شستن» را مشخص کند، یعنی فاصله سر انگشتان تا آرنج است نه كمتر و نه بیشتر.

و اما اینكه چگونه بشوییم، از بالا آغاز كنیم یا بر عكس، آن را بر عهده خود انسان نهاده است و مسلماً در نظافت دستها از بالا شروع مى‏كنند نه از پایین.

مثلاً هنگامی كه صاحبِ خانه به رنگ‏كار مى‏گوید: این اتاق را تا سقف رنگ كن. آن چیزی كه از این جمله می فهمیم این است كه مراد بیان محدوده رنگ كاری می باشد نه بیان اینكه رنگ كار از پائین دیوار تا به سقف شروع به رنگ كاری نماید چراكه بطور طبیعی كار از بالا آغاز مى‏شود نه بر عكس.

گروهى از مفسران معتقدند واژه «إلى» در آیه به معنى «انتها» یا به تعبیر فارسى «تا» نیست، بلكه به معنى «مع» و همراه است یعنی آرنج هم باید شسته شود و نظیر در دو آیه زیر است:

الف. «و لا تأكلوا أموالهم إلى أموالكم» ؛ «اموال یتیمان را همراه اموال خود نخورید».

ب. «ویزدكم قوه إلى قوتكم»؛ « نیرویى بر نیروى خود بیفزایید».

در این صورت چون «الی» به معنی «مع» باشد دیگر هیچ توجیهی برای شستن دست ها از نوک انگشتان تا به آرنج باقی نخواهد ماند.

دانشمند و فقیه سنی مذهب آقای وهبة الزحبلی نیز می گوید: «در نزد تمامی دانشمندان و عالمان - از جمله امامان مذاهب چهارگانه اهل سنت- داخل نمودن آرنج در شستن واجب است، زیرا حرف «الی» که برای انتهای غایت است در این جا به معنای «مع» می باشد مانند دو آیه شریفه : «ویزدكم قوه إلى قوتكم» و «و لا تأكلوا أموالهم إلى أموالكم» که در این دو نیز «الی» به همین معنا است.

از همین رو، هیچ یک از مذاهب اهل سنت شستن دست ها را از پایین به بالا واجب یا مستحب نمی دانند بلکه برخی «الی» را به معنای «مع» می گیرند.

- (مائده : 6)

- (مائده : 38)

- (مائده : 6)

- (نساء : 2)

- (هود : 52)

- جعفر سبحانی، سیمای فرزانگان، ج2، به نقل از سایت تبیان با کمی تغییر.

- الفقه الاسلامی و ادلته، ج 1، ص 218

- ر.ک: الفقه علی المذاهب الاربعه، عبدالرحمن الخریری، دارالفکر، ج 1، ص 53؛ حلیه العلما فی معرفه مذاهب الفقها، القفال، مکتبه الرساله الحدیثه، ج1، ص 145





برچسب ها: استدلال شیعه بر اینكه در وضوء ـ بر خلاف اهل سنت ـ دستها را از آرنج به پایین می‏شوید چیست؟،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 31 اردیبهشت 1396 توسط : علی صفابخش

1-    چرا وضع مادی بی نمازها، از اهل نماز بهتر است؟

در پاسخ این پرسش باید با چند نکته توجه کرد:

1.      کلیت نداشتن این وضعیت

این حالت کلیت ندارد؛ زیرا خیلی از افراد ترک‌کنندۀ نماز فقیرند و از سوی دیگر برخی از اهل نماز ثروتمند هستند؛ مثلا حضرت سلیمان (ع) و حضرت خدیجه کبری (علیها سلام) از ثروتمندترین افراد در زمان خود بودند و در همان حال اهل عبودیت و نماز هم بوده‌اند.

2.      کسب ثروت از راه حرام

بسیاری از ثروتمندانِ بی نماز از راه حرام به این ثروت رسیده‏اند؛ زیرا کسی که اهل نماز نیست اعتنایی ندارد به این که اموالش را حتماً از راه حلال به دست آورد. در مقابل، کسی که اهل نماز است، چون راههای کسب حرام را به روی خود بسته است،‏ چه‏بسا وضع زندگی مادی او پایین‏تر باشد.

3.      احساسِ ثروت سبب بی نمازی می شود

قرآن کریم می‏فرماید: احساسِ ثروتمندی و بی نیازی از خدا، سبب طغیان انسان می شود. «اِنَّ الاِنسانَ لَیَطغی اَن رَاهُ استَغنی»[1] به همین علت بیشتر دشمنان پیامبران ثروتمندان بودند که به‌ سبب احساسِ ثروتمندی و بی نیازی از خدا حاضر به اطاعت از او و سجده نمودن در برابر او نبودند. خداوند هم اراده نکرده است به سبب ترک نماز، ثروت دنیوی را از آنها بگیرد! در مقابل، اکثر فقیران چون احساس بی نیازی نمی کنند خضوع‏ دارند و در برابر خداوند سر به سجده می‏نهند.

4.      ثروت برای آنها عذاب است نه نعمت

امیرالمؤمنین (ع) فرمودند: چه بسیار انسانهایی که خداوند با فرستادنِ نعمت (و ثروت و...) بر آنها بلا می فرستد. [2] آنها منتظر فقر و گرفتاری می شوند، اما برعکس به ثروت و رفاه می رسند و عبادت را ترک کرده و در گناهان فرو می روند و عذاب آخرت خود را شدیدتر می کنند. همچنین هنگام جان دادن چون به بیشتر به نعمت های مادی وابسته شده اند و به نعمت های آخرت هم ایمان ندارند، دل کندن از ثروت برای آنها عذابی مضاعف هست. همچنان که عروسکی به کودکی بدهیم و بعد از بازی و انسِ کودک با آن؛ به زور پس بگیریم که گریه و ناراحتی او بیشتر از زمانی می شود که اسباب بازی نداشت.

قرآن می فرماید: پس چون اندرزهایى را كه به آنان داده شده بود، فراموش كردند، درهاى هرگونه نعمت را به رویشان گشودیم (و در رفاه و مادیات غرق شدند) تا آنگاه كه به آنچه داده شدند دلخوش كردند، ناگهان آنان را (به عقوبت) گرفتیم پس یكباره محزون و نومید گردیدند. [3]

5.      توجه به سنت‏های الهی

بنابر سنت «اِمهال» و «املاء»، ترک نماز گاهی موجب فقر می‌شود؛ و گاهی نیز‏ موجب ثروتمندشدن می گردد.

ü     سنت اِمهال

خداوند می‏فرماید: « وَ ذَرْنی‏ و الْمُكَذِّبینَ أُولِی النَّعْمَةِ و مَهِّلْهُمْ قَلیلاً » [4] مرا با تكذیب‌كنندگان صاحب‌ نعمت واگذار، و آنها را كمى مهلت ده!

از این آیه مشخص می‏شود قرار نیست خداوند نعمت و مادیات را از آنها بگیرد وگرنه همه کافران برای رسیدن به مادیات دنیا، ایمان می‏آورند و چنین ایمانی هیچ ارزشی نداشت؛ چون صرفا راهی بود برای اینکه آنها ثروتمند بشوند.

خداوند می‏فرماید: «اگر نبود که همه مردم دست از ایمان خود می‏کشیدند و کافر می‏شدند براى خانه‏هاى كسانى كه به خداى رحمن كفر مى‏ورزند، سقف‏هایى از نقره قرار مى‏دادیم و نیز نردبان‏هایى كه بر آنها بالا روند. و هر گونه زینتى (براى آنان فراهم مى‏كردیم) ولى اینها همه جز وسیله كامیابى زندگى دنیا نیست، در حالى كه آخرت نزد پروردگارت مخصوص اهل تقواست.»[5]

ü     سنت املاء

خداوند در قرآن می‏فرماید: «کسانی که کافر شده‏اند گمان نکنند این فراوانی نعمت به سود آنهاست، ما فراوان به آنها می‏دهیم تا بیشتر در گناه فرو روند و برای آنها در قیامت عذابی دردناک است» [6]

بنابراین سنت خداست که کافران فقط در دنیا به نعمت برسند و از نعمات جاوید آخرت بی‏بهره گردند و خداوند از تارک نماز که به فرمودۀ اهل‏بیت (علیهم السلام) نوعی کفر در درون اوست، متنفر است لذا گاهی نعمت مادی را به او می‏دهد تا با فرورفتن در گناه از نعمت‌های آخرت محروم گردد.

 



[1]. بى‏گمان آدمى طغیان مى‏كند؛ چون خود را بى‏نیاز مى‏بیند ؛ (علق: 6 و 7.)

[2]. كَمْ مِنْ مُبْتَلًى بِالنَّعْمَاءِ. (تصنیف غرر الحكم و درر الكلم ؛ ص369) همچنین ایشان فرمودند: اى فرزند آدم! زمانى كه خدا را مى‏بینى كه انواع نعمت‏ها را به تو مى‏رساند تو در حالى كه معصیت كارى، بترس. (یَا ابْنَ آدَمَ إِذَا رَأَیْتَ‏ رَبَّكَ‏ سُبْحَانَهُ یُتَابِعُ عَلَیْكَ نِعَمَهُ وَ أَنْتَ تَعْصِیهِ‏ فَاحْذَرْهُ)‏ (نهج البلاغة (للصبحی صالح) ؛ حکمت 25 ؛ ص 472 )

[3]. فَلَمَّا نَسُوا ما ذُكِّرُوا بِهِ فَتَحْنا عَلَیْهِمْ أَبْوابَ كُلِّ شَیْ‏ءٍ حَتَّى إِذا فَرِحُوا بِما أُوتُوا أَخَذْناهُمْ بَغْتَةً فَإِذا هُمْ مُبْلِسُونَ «انعام : 44»

[4]. مزمل: 11.

[5]. وَ لَوْ لا أَنْ یَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً لَجَعَلْنا لِمَنْ یَكْفُرُ بِالرَّحْمنِ لِبُیُوتِهِمْ سُقُفاً مِنْ فِضَّةٍ وَ مَعارِجَ عَلَیْها یَظْهَرُونَ وَ زُخْرُفاً وَ إِنْ كُلُّ ذلِكَ لَمَّا مَتاعُ الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ الْآخِرَةُ عِنْدَ رَبِّكَ لِلْمُتَّقِینَ «زخرف : 34 و 35»

[6]. وَ لا یَحْسَبَنَّ الَّذینَ كَفَرُوا أَنَّما نُمْلی‏ لَهُمْ خَیْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّما نُمْلی‏ لَهُمْ لِیَزْدادُوا إِثْماً وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهین‏ ؛ (آل عمران: 178 )





برچسب ها: چرا وضع مادی بی نمازها، از اهل نماز بهتر است؟،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 31 اردیبهشت 1396 توسط : علی صفابخش

1-    خداوند که با همه محرم است، پس چرا خانم‏ها باید در نماز حجاب کامل داشته باشند؟

بی تردید، حکمت رعایت حجاب اسلامی زن در حال نماز، پنهان کردن خود از خدا نیست؛ زیرا چیزی از علم خدا پنهان نیست؛ [1] اما حکمت‏های دیگری در کار است که ممکن است موارد زیر بعضی از آن حکمت‏ها باشد.

1.     رعایت ادب

همان‌گونه که رعایت پوشش زن در برابر دیگران و حتی والدین نوعی حفظ حرمت محسوب می‏شود، نماز خواندن با پوشش لازم و کامل هم نوعی حفظ حرمت نسبت به خداوند یا به جایگاه نماز به حساب می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آید. در ادیان دیگر هم، حفظ حجاب برای زنان در وقت عبادت، وجود داشته است.[2]به ‏همین دلیل است که براى مرد نیز پوشیدن عبا و پوشاندن سر در نماز، مستحب است.

2.     تأثیر مثبت در کسب حضور قلب

رعایت حجاب و آداب دیگر، در تحصیل حضور قلب مؤثر است. بی‏شک، وجود پوششى یكپارچه براى تمام بدن و داشتن پوششى مخصوص براى نماز، توجه و حضور قلب انسان را بیشتر مى‏كند و از التفات ذهن به تجملات و چیزهاى رنگارنگ مى‏كاهد.

3.     یادآوری ارزش و اهمیت حجاب

این‏حکم به زنان مسلمان می‏فهماند که حجاب، مطلوب خداوند است، به‏گونه‏ای که حتی در نماز از زن مسلمان خواسته با حفظ حجاب با خداوند سخن بگوید؛ چون او بنده‏اش را این‏گونه می‏پسندد.

4.     تمرین حجاب

یکی از آثار نماز، نهادینه کردن ارزش ها و تمرین مداوم پاکی ها است. خداوند متعال تمرین پیوسته حجاب را که یک ارزش است، برای زنان در نماز واجب کرده است تا همواره بر حفظ آن پایدار باشند.



[1] - خداوند بر اسرار باطن و ظاهر هر شخص اشراف دارد و از رگ گردن انسان به انسان نزدیک تراست « وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَریدِ»« و ما به او از رگ قلبش نزدیكتریم!» (ق : 16)

[2]. تاریخ تمدن ویل دورانت، ج 9، ص242، به نقل از مجله پیام زن، ش20، ص80-83.





برچسب ها: خداوند که با همه محرم است، پس چرا خانم‏ها باید در نماز حجاب کامل داشته باشند؟،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 31 اردیبهشت 1396 توسط : علی صفابخش

1-    وقتی مردم از نمازم تعریف می کنند یا در نماز نگاهم می کنند، احساس می کنم ریا شده و ناراحت می شوم؟ آیا این ریا محسوب می شود؟

«ریا» از رؤیت گرفته شده است و تعریف آن عبارتست از: «طلب منزلت و مقام در قلب‏هاى مردم به وسیله عبادات و طاعات خداوند متعال.»

پس ریا با سه شرط اتفاق می افتد :

ü     در دل قصد خودنمایی و ریا داشته باشیم، ولی اگر ما قصد خودنمایی نداشته باشیم و آنها تعریف کنند ریا محسوب نمی شود.

ü     با غرض دنیوى مثل محبوبیت نزد مردم باشد، ولی اگر به قصد ترغیب دیگران به عبادت باشد ریا محسوب نمی شود.

ü     ریا در عبادت و پرستش است نه در روابط اجتماعی و ...

بنابراین تا زمانی كه عوامل ریا محقق نشده است دلیلی ندارد تا كسی تصور نماید که اعمال وی با نگاه دیگران و یا تعریف آنها عملی ریائی می شود.

برای درمان این وسوسه كه با نگاه دیگران شما «ریا» می کنید، به آن بی توجه باشید و با خود بگویید: «بگذار این عملم ریایى باشد، و دیگران ببینند و تعریف كنند» سپس بگویید: «خوب حالا تمجید دیگران به چه درد من مى‏خورد؟»

همچنین در صورتی که انسان كار خوبی را آشکارا انجام دهد که باعث تشویق دیگران به آن كار شود یا نوعی امر به معروف محسوب گردد ـ بدون اینكه قصد ریا نماید ـ در این راستا اگر هم احساس خوشحالی نماید ریا محسوب نمی شود.

مردى به پیامبر اكرم (صلى اللّه علیه و آله) عرض كرد: یا رسول اللّه عملم را پنهان مى‏كنم و دوست ندارم كسى از آن مطلع شود ولى چون كسى اطلاع مى‏یابد خوشحال مى‏شوم. حضرت فرمود: براى تو دو پاداش هست پاداش عمل پنهانى و پاداش عمل آشكار[1].

از امام باقر علیه السّلام درباره مردى كه عمل خیرى انجام مى‏دهد و چون دیگران او را مى‏بینند خوشحال مى‏شود، سؤال شد. حضرت فرمودند: اشكال ندارد هر كس دوست دارد خدا او را به خوبى در میان مردم مشهور كند البته در صورتى كه عملش را به این منظور انجام نداده باشد [2].



[1] - وَ قَدْ رُوِیَ‏ أَنَّ رَجُلًا قَالَ لِرَسُولِ اللَّهِ ص یَا رَسُولَ اللَّهِ أُسِرُّ الْعَمَلَ لَا أُحِبُّ أَنْ یَطَّلِعَ عَلَیْهِ أَحَدٌ فَیَطَّلِعُ عَلَیْهِ فَیَسُرُّنِی قَالَ لَكَ أَجْرَانِ أَجْرُ السِّرِّ وَ أَجْرُ الْعَلَانِیَةِ. ؛ (بحار الأنوار (ط - بیروت) ؛ ج‏69 ؛ ص274)

[2] - عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ یَعْمَلُ الشَّیْ‏ءَ مِنَ الْخَیْرِ فَیَرَاهُ إِنْسَانٌ فَیَسُرُّهُ ذَلِكَ قَالَ لَا بَأْسَ مَا مِنْ أَحَدٍ إِلَّا وَ هُوَ یُحِبُّ أَنْ یَظْهَرَ لَهُ فِی النَّاسِ الْخَیْرُ إِذَا لَمْ یَكُنْ صَنَعَ ذَلِكَ لِذَلِكَ‏. (بحار الأنوار (ط - بیروت) ؛ ج‏69 ؛ ص294)





برچسب ها: وقتی مردم از نمازم تعریف می کنند یا در نماز نگاهم می کنند، احساس می کنم ریا شده و ناراحت می شوم؟ آیا این ریا محسوب می شود؟،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 31 اردیبهشت 1396 توسط : علی صفابخش


1-    چگونه تشخیص دهیم در نماز ریا می کنیم یا نه؟

برخی نشانه های شخص ریاکار عبارتند از:

1.      هنگامى كه كسى نزد اوست تلاش مى كند اعمال الهى انجام دهد

2.      هنگامى كه تنها شد در انجام عمل كسل و تنبل است!

3.      در تمام كارهایش اصرار دارد مردم از او مدح و ستایش كنند،

4.      سعى مى كند ظاهرش را در نظر مردم خوب جلوه دهد.[1]

5.      اگر بین مردم باشد (اعمالش را ) با نشاط انجام مى دهد

6.      هر گاه او را مدح و ثنا گویند بر عملش مى افزاید

7.      و هرگاه سرزنش شود از عملش كم می کند! [2]

 

 

[1] - قال النبی (ص): وَ أَمَّا عَلَامَةُ الْمُرَائِی فَأَرْبَعَةٌ یَحْرِصُ فِی الْعَمَلِ لِلَّهِ إِذَا كَانَ عِنْدَهُ أَحَدٌ وَ یَكْسَلُ إِذَا كَانَ وَحْدَهُ وَ یَحْرِصُ فِی كُلِّ أَمْرِهِ عَلَى الْمَحْمَدَةِ وَ یُحْسِنُ سَمْتَهُ بِجُهْدِه‏ (بحارالأنوار، ج 1، ص 122)

[2] - قال أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ (ع) : لِلْمُرَائِی ثَلَاثُ عَلَامَاتٍ یَكْسَلُ إِذَا كَانَ وَحْدَهُ وَ یَنْشَطُ إِذَا كَانَ فِی النَّاسِ وَ یَزِیدُ فِی الْعَمَلِ إِذَا أُثْنِیَ عَلَیْهِ وَ یَنْقُصُ إِذَا ذُم ‏(مجموعة ورام(تنبیه الخواطر)، ج‏1، ص 187 )





داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 31 اردیبهشت 1396 توسط : علی صفابخش

مفسرین پاسخ هایی داده اند كه برخی از آنها را ذكر می نمائیم:

1.      نهی نماز تشریعی است نه تكوینی

نماز مانند انسانى كه دیگرى را نهى مى‏كند، مرتب به نمازگزار نهیب می زند که : زنا مكن، ربا مخور، دروغ مگو، چنین و چنان مكن و... و لیكن لازمه این نهى آن نیست كه نمازگزار بطور تكوینی (و اجبار) از آن كارها دست بردارد.

خودِ نماز به صورت تشریعی از فحشا و منكر نهی می كند و انسان هم می تواند منهیاتِ نماز را اطاعت كند و هم می تواند اطاعت نكند.

پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «كسى كه اطاعت فرمان نماز نكند نمازش نماز نیست، و اطاعت نماز آن است كه نهى آن را از فحشاء و منكر به كار بندد» [2]

نهىِ نماز مانند نهى تشریعی خداوند است که نوعی نهیب زدن است و باعث بازدارندگی مستقیم مردم از نمى‏شود و مردم می توانند نافرمانى‏اش ‏كنند: « إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ وَ إِیتاءِ ذِی الْقُرْبى‏ وَ یَنْهى‏ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ» [3] خداوند به عدل و احسان و صله رحم امر مى‏كند، و از فحشاء و منكر نهى مى‏کند. [4]

2.      نماز نهی می کند نه منع

در آیه آمده است که «تنهی عن ... » نه «تمنع» یعنی مثل پزشک دلسوزی که انسان را از خوراکی های بد و سیگار نهی می کند ولی جلوگیری نمی کند و انسان اختیار دارد با دستورات او مخالفت کند.

3.      نماز از گناه باز می دارد، هر چند در آینده

برخی مفسرین با استناد به داستان جوانی از انصار كه با رسول خدا نماز می خواند و مرتكب فحشا می شد و پیامبر فرمود: بالاخره روزى نمازش او را از ارتكاب فواحش نهى مى‏كند و چیزى نگذشت كه او توبه كرد. [5] چنین گفته اند كه معناى آیه این است كه نماز در آینده صاحبش را از فحشا و منكر باز مى‏دارد.[6] هر چند هم اكنون گرفتار گناه و معاصی باشد.

4.      برای صحت و قبولی نماز از گناهان دوری می کند.

نمازگزار ناچار است كه به خاطر صحّت یا قبولیِ نماز ، یك سرى دستوراتِ دینى را مراعات كند (مثل غصبی نبودن لباس و مكان نماز، طهارت بدن، نخوردن شراب و... ) كه رعایت آنها خود زمینه اى قوى براى دورى از گناه و زشتى است. آرى كسى كه لباس سفید بپوشد، طبیعى است كه روى زمینِ آلوده و كثیف نمى نشیند.[7]

5.      این بازدارندگی بواسطه شكل گرفتن ملكه پرهیز از فحشاء و منكر در انسان می باشد

علامه طباطبایی در تفسیر این آیه فرمودند: ( از آنجا كه ) نماز مشتمل است بر ذكر خدا، و این ذكر، اولا ایمان به وحدانیت خداى تعالى، و رسالت و جزاى روز قیامت را به نمازگزار تلقین مى‏كند، و به او مى‏گوید كه خداى خود را با اخلاص در عبادت مخاطب قرار داده و از او استعانت بنما، و درخواست كن كه تو را به سوى صراط مستقیم هدایت نموده، و از ضلالت و غضبش به او پناه ببر.

و ثانیا او را وادار مى‏كند بر اینكه با روح و بدن خود متوجه ساحت عظمت و كبریایى خدا شده، پروردگار خود را با حمد و ثنا و تسبیح و تكبیر یاد آورد، و در آخر بر خود و هم مسلكان خود و بر همه بندگان صالح سلام بفرستد.

علاوه بر این او را وادار مى‏كند به اینكه از حدث (كه نوعى آلودگى روحى است)، و از خبث یعنى آلودگى بدن و جامه، خود را پاك كند، و نیز از اینكه لباس و مكان نمازش غصبى باشد، بپرهیزد، و رو به سوى خانه پروردگارش بایستد.

پس اگر انسان مدتى كوتاه بر نماز خود پایدارى كند، و در انجام آن تا حدى نیت صادق داشته باشد، این ادامه در مدت كوتاه به طور مسلم باعث مى‏شود كه ملكه پرهیز از فحشاء و منكر در او پیدا شود، به طورى كه اگر فرضا آدمى شخصى را موكل بر خود كند، كه دائما ناظر بر احوالش باشد، و او را آن چنان تربیت كند كه این ملكه در او پیدا شود و به زیور ادب عبودیت آراسته گردد، قطعا تربیت او مؤثرتر از تربیت نماز نیست، و به بیش از آنچه كه نماز او را دستور مى‏دهد دستور نخواهد داد، و به بیش از آن مقدار كه نماز به ریاضت وادارش مى‏كند وادار نخواهد كرد.[8]

 



[1] - نماز را به‏پادار، كه همانا نماز (انسان را) از فحشا و منكر نهی  می کند ؛ (عنكبوت : 45)

[2] -« لَا صَلَاةَ لِمَنْ لَمْ یُطِعِ الصَّلَاةَ وَ طَاعَةُ الصَّلَاةِ أَنْ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَ الْمُنْكَر» ؛ (بحارالأنوار، ج 79، ص 198)

[3] - نحل : 90

[4] - طباطبایى سید محمد حسین، تفسیر المیزان، موسوى همدانى سید محمد باقر، ج‏16، ص 199

[5] - وَ رُوِیَ‏ أَنَّ فَتًى مِنَ الْأَنْصَارِ كَانَ‏ یُصَلِّی‏ الصَّلَاةَ مَعَ‏ رَسُولِ‏ اللَّهِ‏ ص وَ یَرْتَكِبُ الْفَوَاحِشَ فَوُصِفَ ذَلِكَ لِرَسُولِ اللَّهِ ص فَقَالَ إِنَّ صَلَاتَهُ تَنْهَاهُ یَوْماً مَا فَلَمْ یَلْبَثْ أَنْ تَابَ. (بحار الأنوار (ط - بیروت) ؛ ج‏79 ؛ ص198)

و همچنین آمده است: وَ عَنْ جَابِرٍ قَالَ: قِیلَ لِرَسُولِ اللَّهِ ص إِنَّ فُلَاناً یُصَلِّی بِالنَّهَارِ وَ یَسْرِقُ بِاللَّیْلِ فَقَالَ إِنَّ صَلَاتَهُ لَتَرْدَعُهُ. (بحار الأنوار (ط - بیروت) ؛ ج‏79 ؛ ص198)

[6] - گنابادى سلطان محمد، تفسیر بیان السعادة فى مقامات العبادة، خانی رضا / حشمت الله ریاضى، تهران، مركز چاپ و انتشارات دانشگاه پیام‏نور، 1372 ش، ج‏11، ص 264

[7] - محسن قرائتی، تفسیر نماز، ص 28

[8] - طباطبایى سید محمد حسین، تفسیر المیزان، موسوى همدانى سید محمد باقر، ج‏16، ص 198





برچسب ها: منظور از نهی و بازدارندگی نماز از گناه در آیه «إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى‏ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَر»[1] چیست؟،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 31 اردیبهشت 1396 توسط : علی صفابخش

قرآن مى‏گوید: «فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَیْدِیَكُمْ إِلَى الْمَرافِق‏» ؛ «... دستهاى خود را تا آرنج بشویید».

سوال این است که هدف از آوردن کلمه «إلى المرافق» چیست؟ آیا هدف «تعیین محدوده شستن» می باشد، یا «شیوه شستن از نوك انگشتان تا به آرنج» می باشد؟!

دقت در آیه گویا آن است كه مراد «تعیین محدوده شستن» است چرا كه واژه «ید» در زبان عربی نسبت به چند قسمت از این عضو به كار می رود از جمله:

أ. انگشتان.

ب. از انگشتان تا مچ دست.

ج. از انگشتان تا آرنج.

د. از انگشتان تا كتف.

مثلاً «ید» در آیه سرقت «وَ السَّارِقُ وَ السَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَیْدِیَهُما» ؛ «دستِ مرد دزد و زن دزد را قطع كنید!» به معنای «انگشتان» از نظر شیعه و «مچ دست» از نظر اهل سنت بكار رفته است.

همچنین در آیة «فَتَیَمَّمُوا صَعیداً طَیِّباً فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَ أَیْدیكُمْ مِنْهُ» ؛ «با خاك پاكى تیمم كنید! و از آن، بر صورت‏ و دستها بكشید!» به معنای «تا مچ دستان» مى‏باشد.

بنابراین با توجه به استعمالات گوناگون لفظِ «ید»، لفظ «إلى المرافق» آمده تا «محدوده شستن» را مشخص کند، یعنی فاصله سر انگشتان تا آرنج است نه كمتر و نه بیشتر.

و اما اینكه چگونه بشوییم، از بالا آغاز كنیم یا بر عكس، آن را بر عهده خود انسان نهاده است و مسلماً در نظافت دستها از بالا شروع مى‏كنند نه از پایین.

مثلاً هنگامی كه صاحبِ خانه به رنگ‏كار مى‏گوید: این اتاق را تا سقف رنگ كن. آن چیزی كه از این جمله می فهمیم این است كه مراد بیان محدوده رنگ كاری می باشد نه بیان اینكه رنگ كار از پائین دیوار تا به سقف شروع به رنگ كاری نماید چراكه بطور طبیعی كار از بالا آغاز مى‏شود نه بر عكس.

گروهى از مفسران معتقدند واژه «إلى» در آیه به معنى «انتها» یا به تعبیر فارسى «تا» نیست، بلكه به معنى «مع» و همراه است یعنی آرنج هم باید شسته شود و نظیر در دو آیه زیر است:

الف. «و لا تأكلوا أموالهم إلى أموالكم» ؛ «اموال یتیمان را همراه اموال خود نخورید».

ب. «ویزدكم قوه إلى قوتكم»؛ « نیرویى بر نیروى خود بیفزایید».

در این صورت چون «الی» به معنی «مع» باشد دیگر هیچ توجیهی برای شستن دست ها از نوک انگشتان تا به آرنج باقی نخواهد ماند.

دانشمند و فقیه سنی مذهب آقای وهبة الزحبلی نیز می گوید: «در نزد تمامی دانشمندان و عالمان - از جمله امامان مذاهب چهارگانه اهل سنت- داخل نمودن آرنج در شستن واجب است، زیرا حرف «الی» که برای انتهای غایت است در این جا به معنای «مع» می باشد مانند دو آیه شریفه : «ویزدكم قوه إلى قوتكم» و «و لا تأكلوا أموالهم إلى أموالكم» که در این دو نیز «الی» به همین معنا است.

از همین رو، هیچ یک از مذاهب اهل سنت شستن دست ها را از پایین به بالا واجب یا مستحب نمی دانند بلکه برخی «الی» را به معنای «مع» می گیرند.

- (مائده : 6)

- (مائده : 38)

- (مائده : 6)

- (نساء : 2)

- (هود : 52)

- جعفر سبحانی، سیمای فرزانگان، ج2، به نقل از سایت تبیان با کمی تغییر.

- الفقه الاسلامی و ادلته، ج 1، ص 218

- ر.ک: الفقه علی المذاهب الاربعه، عبدالرحمن الخریری، دارالفکر، ج 1، ص 53؛ حلیه العلما فی معرفه مذاهب الفقها، القفال، مکتبه الرساله الحدیثه، ج1، ص 145





برچسب ها: استدلال شیعه بر اینكه در وضوء ـ بر خلاف اهل سنت ـ دستها را از آرنج به پایین می‏شوید چیست؟،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 31 اردیبهشت 1396 توسط : علی صفابخش

روشهای مؤثر برای حرف شنوی کودکان

همه ی ما می خواهیم فرزندانمان حرف شنو باشند . وقتی فریاد می زنیم که بایست ! نرو وسط خیابان ؛ توقع داریم کودکمان اطاعت کند . یا اگر به او می گوییم که برو مسواک بزن ، یا بخواب ، توقع داریم بدون هیچ حرفی این کار را انجام دهد .

خیلی اوقات ، وادار کردن بچه ها به این که رفتار شایسته ای داشته باشند مشکل است . روش ” هر چه می گویم همان است ”  که بیشتر والدین به آن متوسل می شوند ، معمولاً بی فایده است .

خوشبختانه روش هایی برای اداره رفتار بچه ها وجود دارد که بدون برخورد ، بدون اشک و قهر ، فریاد ، کتک کاری ، یا توهین ِ زبانی است . در این مبحث سعی کرده ایم اصولی را ارائه دهیم که عمل به آنها به شما و فرزندتان کمک می کند تا به هدف مطلوب برسید . شروع واقعی این گونه تربیت ، از سال های آغاز کودکی است .

به خاطر داشته باشید که در سنین پیش دبستانی ، بچه ها کارهای عادی روزمره و مهارت نظم و انضباط را که لازمه ی زندگی است ، به راحتی یاد می گیرند .  برای تسلیم کردن کودکان روشی کلی وجود دارد که در همه ی شرایط ، مفید است . آن را یاد بگیرید و بعد در زمینه های مختلف امتحان کنید .

۱ – برخورد مثبت داشته باشید
به رفتار مناسب فرزند خود توجه کنید و در همان لحظه از آن تعریف کنید . سپس از او درخواست نمایید ( یا او را راهنمایی کنید ) تا فعالیت بعدی را انجام دهد . در این روش برای هر کاری که کودک درست انجام می دهد امتیازی قائل شوید ،  به نوعی که گویی جادویی در کار است ، او به طور باور نکردنی ، درخواست های بعدی را اجابت می کند.  به طور مثال به او بگویید :
– آفرین که یک لیوان شیر خوردی . حالا بیا کمی تخم مرغ بخور .

– خیلی خوب مسواک زدی . حالا بیا لباس خوابت را بپوش .

۲ – برای کنترل او به نرمی رفتار کنید
هر گاه ازکودک خود خواهشی دارید ، به سمت او بروید و به نرمی او را لمس کنید . به طوری که حضور شما تقریباً  موافقت کودکتان را ضمانت کند . اکنون درست در جایی هستید که فرمان شما به یک عمل تبدیل می شود .
شما می خواهید فرزندتان میز را بچیند ، اگر با فریاد از او بخواهید که از آن طرف خانه بیاید و میز را بچیند ، حتماً مؤثر نخواهد بود ؛ بهتر است نزد او بروید و آنچه که می خواهید به او بگویید ، سپس با او به آشپزخانه بروید .

هنگامی که خواهر و برادر مشغول نزاع و درگیری هستند ، نباید با داد و بیداد دعوا را متوقف کنید . به جای آن  ، به طرف آنها بروید و صحبت کنید . خیلی اوقات همین آرامش شما برای ساکت کردن بچه ها کافی است .

اگر می خواهید موافقت کودک خود را جلب کنید کمتر از ” نه مؤکد ” استفاده کنید و حتی المقدور از حبس کردن او در اتاقش خودداری نمایید .

۳ – فرزند خود را دوباره راهنمایی کنید
فرزند خود را به سمت رفتار پسندیده هدایت کنید . اگر او به چیزی دست می زند که  نباید  دست بزند ، به او بفهمانید که دقیقاً چه چیزهایی را می تواند لمس کند یا بردارد . اگر او روی مبل بالا و پایین می پرد ، به جای اینکه او را سرزنش کنید ، جایی را که می تواند جست و خیز کند  به او نشان دهید .

۴ – اشیاء مخرب را از دسترس کودک دور کنید .
اگر فرزندتان روی دیوار رنگ آمیزی می کند ، مداد رنگی را از دسترسش دور کنید و برایش توضیح دهید که چطور می تواند از مداد رنگی به درستی استفاده کند .

۵ –  عزت نفس کودکان را از بین نبرید .
اگر فرزند خردسالتان روی میز ایستاده و می خواهید او را پایین بیاورید ، به او بگویید ” اجازه نداری روی میز بایستی ، خودت پایین می آیی  یا من کمکت کنم ؟ ” در این صورت شما به نوعی ناتوانی های او را مهار می کنید و اعتماد به نفس از شما به فرزندتان انتقال می یابد .

۶ – فرزند خود را برای حضور در جمع آماده کنید
اگر فرزند شما در حضور دیگران بد رفتاری کند ، باعث خجالت شما می شود و افرادی که شاهد خرابکاری او هستند رنجیده می شوند . در این زمان اگر به او بگویید ” ساکت بنشین ” ، معمولاً رفتارش بهبود نمی یابد .
قبل از هر وضع جدیدی همچون سوار شدن به هواپیما یا حضور در جشن تولد ، موقعیت را برای  او شرح دهید و انتظارات واقعی خود را بیان کنید . به طور مثال بگویید :

وقتی سوار هواپیما می شویم ، در آنجا صندلی مخصوص خودت را داری و باید کمربندت را ببندی . می توانی کتاب بخوانی ، چیزی بخوری یا با اسباب بازی کوچکی بازی کنی .

وقتی فردا به جشن تولد می رویم ، از تو انتظار دارم شلوغ نکنی و هنگامی که دوستت کادوهایش را باز می کند ، بنشینی و تماشا کنی .

۷ – به کودک کمک کنید که کمی جلوتر را ببیند .
بچه ها در هر موقعیتی که قرار دارند ، رویدادهای بعدی را نمی بینند و فقط در لحظه زندگی می کنند . برای همین ، هنگام گــذر از مرحله ای دیگر ، دچار مشکل می شوند . بنا براین بهتر است هنگامی که می خواهید او را از جایی که دوست دارد به جای دیگری ببرید ، ابتدا پنج دقیقه قبل او را مطلع کنید که تا چند لحظه دیگر باید اینجا را ترک کنید . اگر بی خبر دست او را بگیرید و به جای دیگری ببرید باعث آزار او می شوید .

۸ – از جایی که برای او مشکل ساز است دور شوید
اگر هر بار با کودکتان به سوپر مارکت رفتید و با مشکلاتی روبرو شدید ، زمانی به آنجا بروید که کسی از او نگهداری می کند . بهتر است مدت یک ماه به او فرصت دهید و او را همراه خود به خرید نبرید ، این مدت ، زمان مناسبی است که این چرخه ی منفی بشکند و به شما و فرزندتان اجازه  دهد که روال عادی پیدا کنید .

۹ – کودکتان را به جای دیگری ببرید
اگر در رستوران هستید و او بهانه گیری می کند ، کودکتان را بردارید و از آنجا خارج شوید . اغلب بیرون رفتن و انتقال او به جایی دیگر ، باعث آرامش او می شود .
کارهای روزمره را به طور منظم انجام دهید . لباس پوشیدن ، مسواک زدن ، باز کردن در ، تمیز کردن اسباب بازیها ، رفتن به رختخواب ، همه ی اینها مجموعه ای هستند که  رویدادهای مهم روزانه محسوب می شوند. شما می خواهید فرزندتان هر یک را با موفقیت پشت سر بگذارد و در گذر از هر مرحله ، رفتار مناسبی داشته باشد . اما ممکن است رفتارهای منفی مثل فریاد زدن نیز به سرعت در روال عادی روزمره جای بگیرد .

۱۰ – در هر مرحله او را راهنمایی کنید
دقت کنید که هر یک از مراحل رشد کودکتان در کارهای روزمره پنهان شده است . او به تدریج می تواند کفشهایش را بپوشد و یا  به حمام برود . شما نخست باید او را از لحاظ فیزیکی ( در هر مرحله انجام امور روزانه ) راهنمایی کنید و بعد فقط نظاره گر باشید .
مثلاً به او بگویید : ” من نمی توانم لباست را دربیاورم ؛ اما تو را تماشا می کنم که چطور این کار را می کنی .”

۱۱ – گاهی بعضی امور را به کودک یادآوری کنید
بچه ها به راحتی ممکن است چیزی را فراموش کنند . این وظیفه شماست که بعضی موارد را به آنها تذکر دهید . مثلاً اگر کودک شما فراموش کرد به دستشویی برود . باید با مهربانی به او بگویید ” وقت دستشویی” رفتن است . یک کلمه ی یاد آوری برای او بسیار مفید خواهد بود .

۱۲ – هنگام فرمان دادن به کودک ، از دستورات واضح و روشن استفاده کنید
به جای اینکه بگویید ” اتاقت را مرتب کن ” بهتر است به مورد مشخصی اشاره کنید . یعنی بگویید کتاب ها را در قفسه آبی ، و اسباب بازی ها را در قفسه پایینی بگذار.  هر قدر فرمان های شما واضحتر باشد  پذیرفتن آنها برای کودک آسانتراست  .

۱۳ – علت انجام هر کاری را برای کودک توضیح دهید
۱ ) همانطور که شما و فرزندتان در حال مسواک زدن هستید ، برای آگاهی او توضیح دهید که چه کار می کنید و چرا . مثلاً بگویید : ” ببین من خمیر دندان را به تمام دندانم می رسانم . می خواهم همه ی جوجوهایی که آنجا زندگی می کنند را در بیاورم . حالا با آب ، دهانم را می شویم ، غرغره می کنم و بعد آب دهانم را بیرون می ریزم . بیا با هم این طوری مسواک بزنیم





برچسب ها: روشهای مؤثر برای حرف شنوی کودکان،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ جمعه 22 اردیبهشت 1396 توسط : علی صفابخش
1- قال الصادق(ع): قال رسول الله(ص): من صلی الصلاة لغیر وقتها رفعت له سوداء مظلمة تقول: ضیعک الله کما ضیعتنی.
و اول ما یسال العبد اذا وقف بین یدی الله عزوجل عن الصلاة، فان زکت صلاته زکی سائر عمله و ان لم تزک صلاته لم یزک عمله(1).
امام صادق(ع) فرمود: رسول خدا فرمودند: کسی که نماز را در غیر وقت انجام دهد عوض نماز سیاهی تاریکی بالا می رود و می گوید خدا تو را ضایع گرداند همان طوری که تو مرا ضایع گردانیدی.
و اوّل چیزی که فردای قیامت از بنده موقعی که در پیشگاه الهی ایستاده است سؤال می شود نماز خواهد بود، پس اگر نماز او بدون عیب و نقص و مورد قبول واقع شود دیگر اعمال او هم چنین خواهد بود.
قال الصادق(ع): قال رسول الله(ص) فی مرضه الذی توفی فیه و اغمی علیه ثم افاق فقال: لا ینال شفاعتی من اخر الصلاة بعد وقتها(2).
امام صادق(ع) فرمود: رسول خدا در حال کسالتی که در آن وفات یافت بی هوش شده بود و بعد به هوش آمد، پس فرمود: هرکس نماز را تاخیر بیندازد و بعد از وقت بخواند فردای قیامت به شفاعت من نخواهد رسید.
3- قال الصادق(ع): قال النبی(ص): ما من صلاة یحضر وقتها الا نادی ملک بین یدی الناس: ایها الناس قوموا الی نیرانکم التی اوقدتموها علی ظهورکم فاطفئوها بصلاتکم(3).

ادامه مطلب


برچسب ها: کاهل نماز،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ جمعه 22 اردیبهشت 1396 توسط : علی صفابخش
  • تعداد کل صفحات : 24  صفحات :
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
وصیت شهدا
روزشمار غدیر مهدویت امام زمان (عج) حدیث موضوعی