تبلیغات
خانواده موفق - خواستگاری دختر از پسر

خانواده موفق

"بسم الله الرحمن الرحیم اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً. " "با هر گناهی که انسان انجام میدهد عقلی از او جدا می شود که دیگر برنمی گردد ............ وقتی بنده گناه میکند به سبب انجام آن گناه, علمی راکه یاد گرفته بود , فراموش می کند.......... حسن خزّاز ، از امام رضا ( علیه السّلام ) شنیدم كه فرمودند : بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند، ضررشان براى شیعیان ما از دجّال بیشتر است. حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم ) به چه علّت؟ فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنین شود، حقّ و باطل به هم در آمیزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود. ( صفات الشیعه ص 8 ) ...........همیشه می توان تولدی دوباره داشت" هر چه ایمان انسان کامل تر باشد به همسرش بیشتر ابراز محبت می کندرسول خدا (ص): مستدرک، ج 14، ص 157 " خدا شما را رحمت کند ،بدانید که همانا شما در روزگارى هستید که:گوینده حق اندک/و زبان از راستگویى عاجز/و حق طلبان بى ارزشند/مردم گرفتار گناه و به سازشکارى همداستانند ،جوانانشان بد اخلاق/و پیر مردانشان گنهکار/و عالمشان دو رو/و نزدیکانشان سود جویند/نه خردسالانشان بزرگان را احترام مى‏ کنند/و نه توانگرانشان دست مستمندان را مى ‏گیرند.ترجمه خطبه 233 نهج البلاغه . بعضی از آیات هستند،که وقتی اونا رو می خونم،شرمنده ی خدا میشم،مثل همین آیه ی " الیس الله بکاف عبده " (الزمر، آیه 36)آیا خدا، برای بندگانش کافی نیست؟ " بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد. کسی که تو را دوست دارد، از تو انتقاد می کند و کسی که با تو دشمنی دارد، از تو تعریف و تمجید می کند. نیاز مردم به شما از نعمتهای خدا بر شما است، از این نعمت افسرده و بیزار نباشید. امام حسین(ع( " تعجّب دارم از کسی که نسبت به تشخیص خوب و بد خوراکش اهتمام می‌ورزد که مبادا ضرری به او برسد، چگونه نسبت به گناهان و دیگر کارهایش اهمیّت نمی‌دهد و نسبت به مفاسد دنیایی، آخرتی، روحی، فکری، اخلاقی و... بی‌تفاوت است. امام سجاد (َع("برترین بی نیازی و دارایی، ناامیدی است از آنچه در دست مردم است. حضرت علی(ع)" هر که بر زیردستان نبخشاید، به جور زبردستان گرفتار آید. سعدی " آنها فقط از «فهمیدن» تو می‌ترسند/از «تن» تو- هر چقدر هم که قوی باشد- ترسی ندارند/از گاو که گنده‌تر نمی‌شوی،می‌دوشندت/از خر که قوی‌تر نمی‌شوی، بارت می‌کنند/از اسب که دونده‌تر نمی‌شوی، سوارت می‌شوند/آنها فقط از «فهمیدن» تو می‌ترسند:علی شریعتی " مکه برای شما، فکه برای من!بالی نمی خواهم، این پوتین های کهنه هم می توانند مرا به آسمان ببرند…شهید آوینی" دانش پاك در دلهای ناپاك قرار نمی گیرد/اگر می خواهی هستی را بشناسی، خود را بشناس.سقراط " . همیشه می توان تولدی دوباره داشت . "
دسته گل

در جامعه­‌ی ما و بسیاری از جوامع، مرسوم است که پسر و خانواده‌اش به خواستگاری دختر می‌روند؛ امّا در برخی از فرهنگ‌ها، دختر و خانواده‌اش باید به خواستگاری پسر بروند؛ این مسأله به آداب و رسوم  فرهنگ‌های مختلف برمی‌گردد.

خواستگاری زن یا خانواده‌ی او از مرد اشکال ندارد؛ امّا حالت بهتر، خواستگاری پسر و خانواده‌اش از دختر است و خواستگاری از جانب دختر یا حتّی خانواده‌ی دختر، ممکن است باعث عقب نشینی پسر شود یا ممکن است پسر فکر کند که دختر می‌خواهد خود را قالب کند یا خانواده‌ی دختر می‌خواهند دخترشان را قالب کنند.

به طور کلّی پسر باید طالب باشد و دختر مطلوب و به همین دلیل پسرها باید به خواستگاری دخترها بروند؛ حال اگر خواستگاری یا اظهار تمایل به ازدواج، از طرف دختر باشد، دختر طالب می‌شود و پسر مطلوب که این، جابه‌جایی در جایگاه زن و مرد است.‌

در جریان ازدواج حضرت آدم و حوّا، خدا به حضرت آدم فرمود که حوّا را از من خواستگاری کن، پس آدم خواستگاری کرد و هنگامی که خدا حوّا را به ازدواج آدم درآورد، آدم رو به حوّا كرد و گفت: نزد من بیا، حوّا گفت: تو نزد من بیا، پس خداوند عزّ و جلّ به حضرت آدم گفت: تو نزد او برو[1] از این داستان فهمیده می­‌شود که در مرحله‌ی خواستگاری و حتّی پس از ازدواج، مرد باید طالب باشد و زن مطلوب.

در مواردی که دختر یا خانواده‌ی دختر، پسر خوب و متناسبی را برای ازدواج مدّ نظر دارند، بهتر است از شخص واسطه‌ی مطمئنّی بخواهند که از طرف خودش و نه از طرف دختر و خانواده‌اش، آن پسر را به خواستگاری دختر تشویق کند.

در بین برخی از مردم این تصوّر غلط رایج است که می‌گویند حضرت خدیجه، علیها السّلام، از پیامبر اکرم، صلّی الله علیه و آله، خواستگاری کرده است؛ امّا واقعیّت تاریخی این است که ابوطالب،علیه السّلام، عموی بزرگوار پیامبر، به همراه جمعی از قریش به نزد عموی حضرت خدیجه رفتند و حضرت خدیجه را از عمویش خواستگاری کردند[2] در حالی که پیامبر و حضرت خدیجه کاملاً رشید و عاقل و دانا بودند و خیر و صلاح خود را بهتر از عموهایشان می‌دانستند.

البتّه آن‌طور که حضرت ابوطالب در جلسه­‌ی خواستگاری به عموی حضرت خدیجه گفته است، هم پیامبر به حضرت خدیجه علاقه داشته است و هم حضرت خدیجه به پیامبر[3]؛ امّا شرم و حیا و رعایت آداب و رسوم به آن‌ها اجازه نداده بود که خودشان به صورت مستقیم درباره‌ی ازدواج با هم صحبت کنند؛ در حالی که پیامبر و حضرت خدیجه هیچ‌کدام پدر نداشتند و اصلاً از لحاظ شرعی هیچ‌کدام نیازی به اذن پدر نداشتند.

___________________________

[1]. شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ترجمه‌ی علی اکبر غفارى و دیگران، نشر صدوق، تهران، چاپ اوّل، 1367ش، ج‏5، ص5.
[2]. حاج شیخ عبّاس قمی، منتهی الآمال، انتشارات هجرت، قم، چاپ سیزدهم، 1378ش، ج‏1، ص99.
[3]. همان، ج‏1، ص100.





طبقه بندی: تحکیم خانواده، 
برچسب ها: خواستگاری دختر از پسر،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 19 مرداد 1393 توسط : علی صفابخش
وصیت شهدا
روزشمار غدیر مهدویت امام زمان (عج) حدیث موضوعی