تبلیغات
خانواده موفق - عامل اصلی غصب خلافت مولا علی (ع) چه کسی بود؟

خانواده موفق

"بسم الله الرحمن الرحیم اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً. " "با هر گناهی که انسان انجام میدهد عقلی از او جدا می شود که دیگر برنمی گردد ............ وقتی بنده گناه میکند به سبب انجام آن گناه, علمی راکه یاد گرفته بود , فراموش می کند.......... حسن خزّاز ، از امام رضا ( علیه السّلام ) شنیدم كه فرمودند : بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند، ضررشان براى شیعیان ما از دجّال بیشتر است. حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم ) به چه علّت؟ فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنین شود، حقّ و باطل به هم در آمیزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود. ( صفات الشیعه ص 8 ) ...........همیشه می توان تولدی دوباره داشت" هر چه ایمان انسان کامل تر باشد به همسرش بیشتر ابراز محبت می کندرسول خدا (ص): مستدرک، ج 14، ص 157 " خدا شما را رحمت کند ،بدانید که همانا شما در روزگارى هستید که:گوینده حق اندک/و زبان از راستگویى عاجز/و حق طلبان بى ارزشند/مردم گرفتار گناه و به سازشکارى همداستانند ،جوانانشان بد اخلاق/و پیر مردانشان گنهکار/و عالمشان دو رو/و نزدیکانشان سود جویند/نه خردسالانشان بزرگان را احترام مى‏ کنند/و نه توانگرانشان دست مستمندان را مى ‏گیرند.ترجمه خطبه 233 نهج البلاغه . بعضی از آیات هستند،که وقتی اونا رو می خونم،شرمنده ی خدا میشم،مثل همین آیه ی " الیس الله بکاف عبده " (الزمر، آیه 36)آیا خدا، برای بندگانش کافی نیست؟ " بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد. کسی که تو را دوست دارد، از تو انتقاد می کند و کسی که با تو دشمنی دارد، از تو تعریف و تمجید می کند. نیاز مردم به شما از نعمتهای خدا بر شما است، از این نعمت افسرده و بیزار نباشید. امام حسین(ع( " تعجّب دارم از کسی که نسبت به تشخیص خوب و بد خوراکش اهتمام می‌ورزد که مبادا ضرری به او برسد، چگونه نسبت به گناهان و دیگر کارهایش اهمیّت نمی‌دهد و نسبت به مفاسد دنیایی، آخرتی، روحی، فکری، اخلاقی و... بی‌تفاوت است. امام سجاد (َع("برترین بی نیازی و دارایی، ناامیدی است از آنچه در دست مردم است. حضرت علی(ع)" هر که بر زیردستان نبخشاید، به جور زبردستان گرفتار آید. سعدی " آنها فقط از «فهمیدن» تو می‌ترسند/از «تن» تو- هر چقدر هم که قوی باشد- ترسی ندارند/از گاو که گنده‌تر نمی‌شوی،می‌دوشندت/از خر که قوی‌تر نمی‌شوی، بارت می‌کنند/از اسب که دونده‌تر نمی‌شوی، سوارت می‌شوند/آنها فقط از «فهمیدن» تو می‌ترسند:علی شریعتی " مکه برای شما، فکه برای من!بالی نمی خواهم، این پوتین های کهنه هم می توانند مرا به آسمان ببرند…شهید آوینی" دانش پاك در دلهای ناپاك قرار نمی گیرد/اگر می خواهی هستی را بشناسی، خود را بشناس.سقراط " . همیشه می توان تولدی دوباره داشت . "

در واقعه سقیفه بنی‌ساعده کسی از بنی‌هاشم و اهل بیت حضور نداشت و علی بن ابیطالب (ع) که به باور شیعیان، در روز غدیر به عنوان خلیفه بعد از پیامبر معرفی شده بود، مشغول کفن و دفن پیامبر بود. تعدادی از مهاجران با هدف به خلافت رساندن ابوبکر، و گروهی از انصار با هدف به خلافت رساندن سعد بن عباده گرد آمده و تلاش می‌کردند که شخص مورد نظر خود را به خلافت برسانند که در انتها، ابوبکر به عنوان خلیفه معرفی شد.

بنابر قول مشهور ابوبکر در زمان رحلت پیامبر(ص) در مدینه نبوده است[1] و سالم بن عبید او را از خبر وفات پیامبر (ص) آگاه می‌سازد.[2] ابوبکر هنگامی به مسجد رسید که عمر در میان مردم ایستاده بود و خشمناک کسانی را که سخن از وفات پیامبر به زبان می‌آوردند - با انتساب آنان به منافقین - تهدید به قتل می‌کرد. در این روایات آمده است که ابوبکر با مشاهده این صحنه بی‌توجه به چیزی به خانه پیامبر رفت و پس از دیدن جسد پیامبر، به مسجد آمد و بی‌محابا به عمر گفت: «آرام باش عمر، خاموش» و سپس با استشهاد به آیهای از قرآن[3] وفات پیامبر را تأیید کرد.[4]

اخبار مربوط به آنچه در سقیفه رخ نمود و سخنانی که میان مهاجران و انصار بر زبان آمد، مشهور است. بین مهاجران و انصار، بر سر خلافت و جانشینی پیامبر(ص) مشاجره شد و هر یک از آن دو گروه مدعی شایستگی این امر بودند و لذا سعی می‌کردند با ذکر مناقب و فضیلت‌هایی گروه خود را سزاوارتر از دیگری نشان دهند.[5]

منابع تصریح دارند بر اینکه انتخاب ابوبکر با گفت‌وگو و درگیری بسیار همراه بوده است، تا آنجا که حباب بن منذر، از انصار، بر روی مهاجران شمشیر کشید و سعد بن عباده که نزدیک بود در زیر دست و پا لگدمال شود، ریش عمر را گرفته بود و می‌کشید. با مداخله ابوبکر و بیرون بردن سعد بن عباده بیمار از صحنه، آرامش به سقیفه بازگشت.[6]

مهمترین دلایل انتخاب ابوبکر چند چیز بود:

1. رقابت‌های طایفه‌ای موجود میان تیره‌های قریش (مهاجران، به‌ویژه میان بنی‌هاشم، بنی‌امیه و بنی‌مخزوم)، قبول رهبری مردی چون ابوبکر را که از تیره کم اهمیت‌تر قریش بود، آسان ساخت.

2. دشمنی دیرینه و ریشه‌دار اوس و خزرج و رقابت و حسادت میان عشیره‌های هر یک از این دو قبیله، عاملی نیرومند برای پیروزی ابوبکر در سقیفه بوده است.

3. اشتغال حضرت علی(ع)، عباس و دیگر بزرگان بنی‌هاشم به غسل و کفن پیکر پاک رسول خدا و عدم حضور آنان در صحنه انتخاب و بیعت،[7] پیروزی ابوبکر را آسان‌تر ساخت.

بنابراین قراین بیعت ابوبکر نه کاری شتاب‌زده و بی‌اندیشه (فلته) که طرحی برنامه‌ریزی شده، بوده است.[8]

ابوبکر می گوید که ای کاش3 کار را ترک می کردم و انجام نمیدادم:

1- ایکاش به خانه فاطمه (سلام الله علیها ) کاری نداشتم و آن را نمی گشودم ، اگر چه با اعلان جنگ آن را بر من بسته بودند.

2- ایکاش ( فجائه سلمی ) را می کشتم و یا آزادش می کردم ولی او را به آتش نمیسوزاندم.

3- و ایکاش در روز سقیفه ، کار را بر عهده یکی از آن دو مرد ، عمر بن خطاب و ابوعبیده جراح ، می گذاشتم تا او امیر میشد و من وزیر می شدم.

منابع زیادی از اهل سنت، گواه بر صادر شدن این جملات از ابی بکر می باشند.[9]

پینوشت

1. ابن سعد، الطبقات الکبری، بی‌تا، ج۲، ص۲۶۵، ۲۶۹؛ طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ۱۹۶۷م، ج۳، ص۲۰۰-۲۰۲؛ بخاری، صحیح، ۱۳۱۵ق، ج۵، ص۱۴۲-۱۴۳

2. ابن کثیر، البدایة و النهایة، ۱۹۸۶م، ج۵، ص۲۴۴

3. آل عمران، آیه ۱۴۴ یا زمر، آیه ۳۰ یا هر دو آیه

4. ابن هشام، السیره النبویه، ۱۹۳۶م، ج۴، ص۳۰۵-۳۰۶؛ طبری، تاریخ الأمم و الملوک،۱۹۶۷م،ج۳،ص۲۰۰-۲۰۳؛ابن سعد، الطبقات الکبری، بی‌تا،ج۲،ص۲۶۵-۲۷۰

5. هاشمی خویی، منهاج البرائه، ۱۴۰۵ق، ج۵، خطبه ۶۶، ص۸۲.

6. طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ۱۹۶۷م، ج۳، ص۲۲۰-۲۲۳؛ حلبی، السیره الحلبیه، بی‌تا، ج۳، ص۳۵۹؛ ابن هشام، السیره النبویه، ۱۹۳۶م، ج۴، ص۳۰۸-۳۱۰؛ ابن حبان، ج۲، ص۱۵۲-۱۵۶

7. نک: مفید، الارشاد، بی‌تا، ص۱۰۱؛ طبرسی، الاحتجاج، ۱۹۶۶م، ج۱، ص۹۴؛ ابن قتیبه، الامامه و السیاسه، ۱۹۳۷م، ج۱، ص۱۲

8. نک: خلیلی، حواشی و تعلیقات بر علی و فرزندانش، ص۳۷

9. السقیفة وفدک - الجوهری - ص 43 و ص75/شرح نهج البلاغة - ابن أبی الحدید - ج 2 - ص 46 - 47/شرح نهج البلاغة - ابن أبی الحدید - ج 6 - ص 51/شرح نهج البلاغة - ابن أبی الحدید - ج 20 – ص24/تاریخ مدینة دمشق - ابن عساکر -ج 30 - ص418 –419 –420 – 421– 422– 423.





برچسب ها: غصب خلافت سقیفه انصار و مهاجرین دفن پیامبر،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 1 فروردین 1396 توسط : مهدی ناظمی
وصیت شهدا
روزشمار غدیر مهدویت امام زمان (عج) حدیث موضوعی