تبلیغات
موفقیت - بطلان یک دلیل روایی بر اثبات ادعای احمد الحسن

موفقیت

"بسم الله الرحمن الرحیم اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً. " "با هر گناهی که انسان انجام میدهد عقلی از او جدا می شود که دیگر برنمی گردد ............ وقتی بنده گناه میکند به سبب انجام آن گناه, علمی راکه یاد گرفته بود , فراموش می کند.......... حسن خزّاز ، از امام رضا ( علیه السّلام ) شنیدم كه فرمودند : بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند، ضررشان براى شیعیان ما از دجّال بیشتر است. حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم ) به چه علّت؟ فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنین شود، حقّ و باطل به هم در آمیزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود. ( صفات الشیعه ص 8 ) ...........همیشه می توان تولدی دوباره داشت" هر چه ایمان انسان کامل تر باشد به همسرش بیشتر ابراز محبت می کندرسول خدا (ص): مستدرک، ج 14، ص 157 " خدا شما را رحمت کند ،بدانید که همانا شما در روزگارى هستید که:گوینده حق اندک/و زبان از راستگویى عاجز/و حق طلبان بى ارزشند/مردم گرفتار گناه و به سازشکارى همداستانند ،جوانانشان بد اخلاق/و پیر مردانشان گنهکار/و عالمشان دو رو/و نزدیکانشان سود جویند/نه خردسالانشان بزرگان را احترام مى‏ کنند/و نه توانگرانشان دست مستمندان را مى ‏گیرند.ترجمه خطبه 233 نهج البلاغه . بعضی از آیات هستند،که وقتی اونا رو می خونم،شرمنده ی خدا میشم،مثل همین آیه ی " الیس الله بکاف عبده " (الزمر، آیه 36)آیا خدا، برای بندگانش کافی نیست؟ " بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد. کسی که تو را دوست دارد، از تو انتقاد می کند و کسی که با تو دشمنی دارد، از تو تعریف و تمجید می کند. نیاز مردم به شما از نعمتهای خدا بر شما است، از این نعمت افسرده و بیزار نباشید. امام حسین(ع( " تعجّب دارم از کسی که نسبت به تشخیص خوب و بد خوراکش اهتمام می‌ورزد که مبادا ضرری به او برسد، چگونه نسبت به گناهان و دیگر کارهایش اهمیّت نمی‌دهد و نسبت به مفاسد دنیایی، آخرتی، روحی، فکری، اخلاقی و... بی‌تفاوت است. امام سجاد (َع("برترین بی نیازی و دارایی، ناامیدی است از آنچه در دست مردم است. حضرت علی(ع)" هر که بر زیردستان نبخشاید، به جور زبردستان گرفتار آید. سعدی " آنها فقط از «فهمیدن» تو می‌ترسند/از «تن» تو- هر چقدر هم که قوی باشد- ترسی ندارند/از گاو که گنده‌تر نمی‌شوی،می‌دوشندت/از خر که قوی‌تر نمی‌شوی، بارت می‌کنند/از اسب که دونده‌تر نمی‌شوی، سوارت می‌شوند/آنها فقط از «فهمیدن» تو می‌ترسند:علی شریعتی " مکه برای شما، فکه برای من!بالی نمی خواهم، این پوتین های کهنه هم می توانند مرا به آسمان ببرند…شهید آوینی" دانش پاك در دلهای ناپاك قرار نمی گیرد/اگر می خواهی هستی را بشناسی، خود را بشناس.سقراط " . همیشه می توان تولدی دوباره داشت . "

یکی از مشکلات در حوزۀ مباحث مهدویت، ساخته شدن روایاتی برای منافع فرقه‌ای و نیز پدیدار شدن روایت‌های تازه یافت در منابع متأخر است. جدیداً روایت‌هایی مطرح شده که نه‌تنها دلیلی بر پذیرش آن‌ها وجود ندارد، بلکه شواهدی دربارۀ اعتبار نداشتنشان موجود است. مدعیان دروغین از این مطلب استفاده کرده و در مسیر پیشبرد اهداف خود، این دسته از نشانه‌ها را پررنگ نموده‌اند.

احمد بصری نیز مدعی مهدویت است و در دعوت خود، به برخی روایت‌های نشانه ظهور استناد کرده است که هیچ جایگاه علمی ندارند.

یکی از روایت‌های مورد اشارۀ او عبارت است از روایت رسول خدا دربارۀ ملک فهد:

«عن مسند احمد عن النبی: یحکم الحجاز رجل اسمـه علی اسم حیوان إذا رأیته حسبت فی عینه الحول من البعید و إذا اقتربت منه لا تری فی عینه شیئاً، یخلفه له أخ اسمـه عبد الله، ویل لشیعتنا منه أعادها ثلاثاً بشرونی بموته أبشرکم بظهور الحجة؛[1] در مسند احمد بن حنبل آمده است که رسول خدا فرمود: مردی كه اسمش، اسم حیوان است  بر حجاز (عربستان) حكومت می‌كند. اگر از دور به او نگاه كنی، درچشمش انحراف (چپی) می‌بینی، ولی اگر به او نزدیک شوی در چشمش مشكلی نمی‌بینی. جانشین یا خلیفه‌اش برادرش به نام عبدالله خواهد بود. وای بر شیعه ما از دست او! _ پس این جمله را سه‌بار تكرار کرد _ بشارت مرگش را به من بدهید، شما را به ظهور حجت بشارت می‌دهم.»

این مدعیان در توضیح می‌گویند: «فهد به معنای یوزپلنگ است و فهد در سال 2005 مُرد و حكومت حجاز به برادرش عبدالله رسید. طبق معمول نظام‌های پادشاهی، حكومت از پدر به پسر می‌رسد، ولی در نظام حكومت آل سعود در عربستان، این یک استثناست و حكومت از برادر به برادر می‌رسد و پیامبر اكرم با این توضیحات، مصداق را دقیقاً روشن فرموده‌اند. تصاویر انحراف چشمان فهد از دور و عدم انحراف چشمان او از نزدیک نیز در وب‌سایت انصار موجود است.»[2]

همچنین می‌گویند: ان‌شاءالله با این علامات از آیات و احادیث اهل‌بیت، برای همه مشخص شده باشد که ما در عصر ظهور هستیم. پس قطعاً بایستی امام مهدی و یا وصی و رسول ایشان و یا امر ایشان ظهور کرده باشند. [3] شیخ حیدر زیادی صریح‌تر از متن فوق اشاره می‌کند که با توجه به این روایت، نشانه ظهور احمد بصری تحقق یافته و ظهور امام مهدی در حال تحقق است [4].

بنابر نقل منابع تبلیغاتی طرفداران احمد، اولین منبع این روایت، کتاب (مائتان و خمسون علامة حتی ظهور الامام المهدی) اثر محمدعلی طباطبایی حسنی است.  با مراجعه به کتاب مسند احمد بن حنبل و سایر متون روایی شیعه و سنّی، درمی‌یابیم که این روایت وجود خارجی ندارد و تا کنون کسی آن را ذکر نکرده است. جالب این‌که نویسندۀ کتاب (مائتان و خمسون علامة)، خود نیز این روایت را در هیچ منبع حدیثی ندیده است و در استناد آن به مسند احمد و رسول خدا چنین می‌گوید: «هذ الخبر نقله إلیّ أحد الفضلاء المطّلعین»[5]؛ این خبر را یکی از فضلای مطّلع برای من نقل کرده است.

احمد بصری که ادعای علم امامت دارد نفهمیده که این روایت در مسند احمد و هیچ منبع روایی معتبر دیگری وجود ندارد و به نوعی دروغ بستن به رسول خدا(9) به شمار می‌رود. این کتاب نه‌تنها از منابع دست اول و معتبر نیست، بلکه در آن مواردی وجود دارد که بر عدم دقت علمی نویسندۀ آن دلالت دارد؛

محتوای روایت: این روایت هیچ دلیلی بر مدعای احمد بصری نیست و تنها به صورت کلی به ظهور حجت اشاره می‌کند و مشخص نیست انصار و مریدان احمد، [6] با چه استدلالی عبارت «حجة» را به او تطبیق می‌دهند. از طرف دیگر، باید مراد از مرگ خلیفه، مرگ ملک عبدالله باشد نه ملک فهد؛ زیرا مطابق با قوانین ادبی باید ضمیر را به نزدیک‌ترین مرجع آن بازگرداند، و نزدیک‌ترین مرجع برای ضمیر، نام عبدالله بوده و اگر بخواهیم به روایتی مشابه نیز اشاره کنیم، شیخ طوسی مرگ حاکمی به نام عبدالله را از نشانه‌های ظهور دانسته است، نه فردی به نام فهد.

با این سخن باید به احمد بصری متذکر شد که پیش از موعد آمده است و بر فرض پذیرش روایت منسوب به رسول خدا(9)، باید صبر کند تا ملک عبدالله از دنیا برود.

پینوشت

[1]. طباطبایی حسنی، 1429: 137

[2]. واحد تحقیقات... ، بی‌تا _ الف: 11

[3]. زیادی، 1432: 18؛ واحد تحقیقات... ، بی‌تا _ ب: 16

[4]. زیادی، 1432: 17

[5]. طباطبایی حسنی، 1429: 137

[6]. نک: حطاب، 2009: 34





برچسب ها: احمد الحسن یمانی روایت مهدویت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ شنبه 6 خرداد 1396 توسط : مهدی ناظمی
وصیت شهدا
روزشمار غدیر مهدویت امام زمان (عج) حدیث موضوعی